Translation of "finish" into Persian

تمام کردن, تمام شدن, تکمیل کردن are the top translations of "finish" into Persian.

finish verb noun grammar

An end: the end of anything. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تمام کردن

    verb

    to complete [..]

    I just finished it before college opened and sent it to a publisher.

    درست قبل از باز شدن دانشکده کتاب را تمام کردم و آن را برای یک ناشر فرستادم.

  • تمام شدن

    verb

    to come to an end

    This finished, they buckled down to fancy starch.

    پس از تمام شدن شستشوی اینها زدن آهار تزیینی را آغاز میکردند.

  • تکمیل کردن

    verb

    Her mother finished the sentence for her.

    مادر روت جملهی ناقص او را تکمیل کرد

  • Less frequent translations

    • پایان
    • انتها
    • ختم کردن
    • خاتمه
    • پرداخت
    • شکست
    • کمال
    • معرفت
    • کشتن
    • به سرانجام رساندن
    • گرفتن
    • نابودی
    • سرنوشت
    • فرامایگی
    • فرگشتگی
    • فرزانگی
    • فرهیختگی
    • تمامیت
    • والایی
    • دروازه
    • مقصد
    • (مسابقه را) در مقام ... به پایان رساندن
    • (چرم و پارچه و غیره) پرداخت کردن
    • - شدن
    • بخش آخر
    • براق سازی
    • به پایان رساندن
    • به پایان رسیدن
    • بیچاره کردن
    • تمامی کار
    • جلا دار سازی
    • خاتمه دادن
    • دست کشیدن
    • صیقل سازی
    • فرجام 0
    • ماده ای که با آن پرداخت و جلاکاری می کنند
    • موقوف شدن
    • نابود کردن
    • پایان دادن
    • کار کسی (یا چیزی) را تمام کردن
    • کامل کردن
    • کاملا مصرف کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "finish" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Finish

A navigation button used to complete and close a wizard.

+ Add

"Finish" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Finish in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "finish"

Phrases similar to "finish" with translations into Persian

  • کالای ساختهشده
  • (مدرسه ی دخترانه که علاوه بر دروس معمولی به آنان آداب زندگی و معاشرت و خانه داری می آموختند) مدرسه ی تکمیل ساز · مدرسه ی معرفت آموز
  • تاریخ پایان واقعی
  • (نجاری) میخ بی سر (میخی که سرش قلمبگی ندارد و برای دو کار مصرف می شود)
  • موجودی کالای ساخته شده
  • در این موارد لازم است دو کار همزمان با هم و یا با فاصله معین خاتمه یابند.
  • تاریخ پایان
  • کالاهای نیمه تمام
Add

Translations of "finish" into Persian in sentences, translation memory