Translation of "flap" into Persian
در, شدن, برآافزا are the top translations of "flap" into Persian.
flap
verb
noun
grammar
Anything broad and limber that hangs loose, or that is attached by one side or end and is easily moved; as, the flap of a garment. [..]
-
در
noun verb adpositionThe dressing station consisted of three tents with flaps turned back
مرکز زخمبندی در کنار بیشه قان از سه چادر تشکیل میشد.
-
شدن
verbEven if the dog flap had been bigger, I couldn't have dived through it at that speed without scraping myself raw.
حتی اگر دریچه بزرگتر بود، با آن سرعت که من نمیتوانستم بدون زخمی شدن از میان آن بیرون بپرم!
-
برآافزا
-
Less frequent translations
- فلپ
- شوریدگی
- لرزیدن
- دستپاچگی
- سردرگمی
- برگه
- (انگلیس - خودمانی) دستپاچه شدن
- (با چیز پهن زدن) زدن
- (زبان شناسی) زنش
- (قدیمی) ضربه با هر چیز پهن (مثلا خطکش)
- (هر چیز پهن) بالا و پایین رفتن یا تکان خوردن
- (هرچیز مسطح و شل و آویخته که پرده وار دهانه یا مدخل چیزی را می پوشاند) پرده
- بال زدن
- تک ضربی
- حالت اضطراب
- حرکت هرچیز پهن که یک سر آن به چیز دیگری وصل باشد مانند بال پرنده یا بادبان کشتی
- دریچه ی بال هواپیما
- صدای این حرکت : تپ تپ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flap" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "flap"
Phrases similar to "flap" with translations into Persian
-
زنشی
-
اویخته · ول
-
اویخته · ول
Add example
Add