Translation of "flatting" into Persian

اندودساده, تنکه سازی, رنگ مات زدن are the top translations of "flatting" into Persian.

flatting noun verb grammar

(Australian) the practice of living, with others, in a flat [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اندودساده

  • تنکه سازی

  • رنگ مات زدن

  • پهن سازی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "flatting" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "flatting" with translations into Persian

  • (آشامیدنی که در اثر ماندن گاز خود را از دست داده است) مانده · (آوا شناسی و زبان شناسی) تخت · (بازرگانی) بی بهره · (به پشت یا روی سینه) خوابیده · (بیش از حد) زیر · (بیشتر در انگلیس) آپارتمان · (دارای مسیر مستقیم) سرراست · (در مورد رنگ) بی جلا · (دستور زبان) بدون : to · (صاف و مسطح کردن) پهنیدن · (عامیانه) بی پول · (عکاسی و عکس) تار · (قرض) الحسنه · (لاستیک اتومبیل و دوچرخه و غیره) کم باد · (موسیقی) بمل · (نقاشی و هنر) بی ژرفا · (کفش) پاشنه کوتاه · آب کم ژرفا · آس و پاس 4 · ابتل 3 · ابرگرفته 2 · اشکوبه · این صدا: ا(مانند a در had یا hat) 8 · این نشان : b (به معنی : نیم گام زیرتر) · بدون نشان مصدری (مانند: مجبورشان خواهم کرد که بپردازند I will make them pay) · بدون پایان تصریفی · بلامقدمه · بمل · به کلی · بی انحنا · بی باد · بی بو و خاصیت · بی تغییر · بی سایه روشن · بی عمق · بی مزه · بی نمک · بی چون و چرا · بی چیز · بی کم و کاست · تایر پنچر · تخت · تخت شدن یا کردن (رجوع شود به flatten) · ثابت · خط سیر کشیده · خنک 0 · دراز به دراز 9 · دراز کشیده · درازکش · درست · دمر · دمرو · راکد · رجوع شود به flatcar 4 · روی · رک · زیرتر از آنچه که باید باشد · سنگ صاف · صاف و پوست کنده · صافی · صریح · صفحه مانند · لوس · مات 5 · مثبت · مسیر کشیده · مطلق · مفلس · ملال انگیز · موازی با · موکد · مک · ناروشن · نازک و مسطح · ناغافل 0 · نامشخص · ناگهان · ناگیرا · هرچیز تخت · هرچیز مسطح · هم سطح با · ورقه مانند · پاک · پایاب · پرنیخ · پنچر 3 · پهنه · چند اتاق در یک طبقه از ساختمان · کامل · کاملا · کساد · کسالت آور · کم ارتفاع · گنگ · یکنواخت
Add

Translations of "flatting" into Persian in sentences, translation memory