Translation of "flickers" into Persian
داركوبهاي پرطلايي, داركوبان, دارکوبها are the top translations of "flickers" into Persian.
flickers
verb
noun
Plural form of flicker. [..]
-
داركوبهاي پرطلايي
common name for animals
-
داركوبان
-
دارکوبها
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flickers" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "flickers" with translations into Persian
-
دارکوب طلایی شمالی
-
(بال ها را) تند حرکت دادن · (بیشتر در مورد پرندگان) بال زدن · (تند) باز و بسته کردن یا شدن · (تند) جنبیدن · (جانورشناسی) دارکوب زرین (دارکوب بومی امریکای شمالی از جنس Colaptes به ویژه C. auratus) · (در پرده ی سینما یا صفحه ی تلویزیون و غیره) چشمک · (مانند شعله ی آتش در باد) لرزیدن · (نور یا سایه و غیره را) لرزاندن · احساس خفیف · برق · به هدف خوردن · تابانیدن · تندکوب · تندکوبه · تکان تند · سو سو زدن · سوسو · سوسو زدن · لرزش (شعله و سایه و غیره) · لرزیدن · لپیدن · نشانه ی ضعیف · پرپر زدن · پرپرزدن · پس و پیش بردن (به سرعت) · چشمک زدن (تصویر)
-
دارکوب زرد
-
اشفته · دراهتزاز · لرزان · پرپرزن · کورکوری
-
اشفته · دراهتزاز · لرزان · پرپرزن · کورکوری
-
اشفته · دراهتزاز · لرزان · پرپرزن · کورکوری
-
(بال ها را) تند حرکت دادن · (بیشتر در مورد پرندگان) بال زدن · (تند) باز و بسته کردن یا شدن · (تند) جنبیدن · (جانورشناسی) دارکوب زرین (دارکوب بومی امریکای شمالی از جنس Colaptes به ویژه C. auratus) · (در پرده ی سینما یا صفحه ی تلویزیون و غیره) چشمک · (مانند شعله ی آتش در باد) لرزیدن · (نور یا سایه و غیره را) لرزاندن · احساس خفیف · برق · به هدف خوردن · تابانیدن · تندکوب · تندکوبه · تکان تند · سو سو زدن · سوسو · سوسو زدن · لرزش (شعله و سایه و غیره) · لرزیدن · لپیدن · نشانه ی ضعیف · پرپر زدن · پرپرزدن · پس و پیش بردن (به سرعت) · چشمک زدن (تصویر)
Add example
Add