Translation of "flip" into Persian
پشتک, معلق, پرتاب are the top translations of "flip" into Persian.
A maneuver which rotates an object end-over-end. [..]
-
پشتک
nounYou did that back-flip, and you barfed as you went over.
پشتک زدي و بعدش اونجوري شد.
-
معلق
noun -
پرتاب
nounShe flipped the contact box into the air and I caught it.
جعبهی لنز چشم را در هوا پرتاب کرد و من آن را گرفتم.
-
Less frequent translations
- ورق زدن
- تلنگر
- بالا انداختن (مشروب الکلی) زدن (گیلاس، پیک مشروب)
- گستاخ
- نرمکوب
- نرمکوبه
- سمج
- پررو
- (با شلاق و غیره) یواش زدن
- (با یک حرکت تند) انجام دادن
- (با: through) تند و سرسری نگاه کردن (به چیزی به ویژه حین ورق زدن)
- (تند و سطحی) زدن به
- (سکه را) به هوا پراندن
- (صفحه ی کتاب و غیره را) برگرداندن
- (عامیانه) جوشی شدن
- (عامیانه) ذوق زده شدن
- (عامیانه) گستاخ
- (کج و کوله) حرکت کردن
- اختیار از کف دادن (flip out هم می گویند)
- از خوشی معلق زدن 0
- از کوره دررفتن
- برگ دادن
- به این سو و آن سو رفتن
- تلنگر زدن
- حرکت تند
- دهان دریده
- زیاد بالا بردن
- زیگ زاگ رفتن
- شیر یا خط کردن
- ضربه ی تند و سبک
- فلیپ (مشروب حاوی شکر و تخم مرغ و ادویه و آبجو یا شراب)
- معلق زدن
- کله معلق
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flip" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(slang, chiefly derogatory, ethnic slur) A Filipino; a person who is of Filipino background. [..]
"Flip" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Flip in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
FLIP (Fast-Local-Internet-Protocol) [..]
"FLIP" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for FLIP in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "flip"
Phrases similar to "flip" with translations into Persian
-
شیر یا خط
-
دمپایی ابری
-
(الکترونیک) مدار الاکلنگی · (جمع) دمپایی لاانگشتی · (صدای ضربه ی تند وسبک) تپ · تسمه · تغییر ناگهانی در مسیر یا طرز فکر و غیره · تلپ تولوپ · فلیپفلاپ · مدار دو ضربه ای · وارو · پشتک · پشتک وار
-
(امریکا - عامیانه) پشت صفحه ی گرامافون (و غیره) · بخش ثانوی (و کم اهمیت تر) هرچیز · پشت هرچیز
-
فلیکربوک
-
(الکترونیک) مدار الاکلنگی · (جمع) دمپایی لاانگشتی · (صدای ضربه ی تند وسبک) تپ · تسمه · تغییر ناگهانی در مسیر یا طرز فکر و غیره · تلپ تولوپ · فلیپفلاپ · مدار دو ضربه ای · وارو · پشتک · پشتک وار