Translation of "floater" into Persian
مگسپران, اوباش, سرگردان are the top translations of "floater" into Persian.
floater
noun
grammar
Agent noun of float; one who floats. [..]
-
مگسپران
deposits of various size, shape, consistency, refractive index, and motility within the eye's vitreous humour, which is normally transparent
-
اوباش
noun -
سرگردان
-
Less frequent translations
- (امریکا) کسی که (به طور غیرقانونی) بیش از یک بار رای می دهد
- (بیمه نامه ای که شامل اموال منقول و متحرک است) بیمه ی مال سیار
- (پزشکی - جمع - لکه ها یا مویک های شناوری که اشخاص سالخورده در چشم خود می بینند) لک (muscae volitantes هم می گویند)
- (کارمند یا کارگری که ساعات و محل کارش بنا به میل کارفرما دایما در تغییر است) کارمند سیار
- برآب مان
- خانه به دوش
- شخص یا چیزی که شناور است (رجوع شود به float)
- مبنای وثیقه ای انتشار اوراق بهادار بدهی
- کارگر سیار
- کارگر موقت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "floater" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add