Translation of "floor" into Persian
طبقه, کف, کف زمین are the top translations of "floor" into Persian.
(gymnastics) An event performed on a floor-like carpeted surface. [..]
-
طبقه
nounA level, usually consisting of several rooms, in a building that consists of several levels.
Once, he jumped out of our third floor apartment.
یکبار، از آپارتمان مان در طبقه سوم بیرون پرید.
-
کف
nounlower part of a room [..]
Children that live in homes with vinyl floors are more likely to have autism.
بچه هایی که در خانه با کف پوش های وینیلی زندگی می کنند با احتمال بیشتری اتویسم دارند.
-
کف زمین
lower part of a room [..]
Joe Romano lay on the floor, his blood seeping onto the white rug.
رومنو روی کف زمین افتاده و خون از پهلویش بر روی فرش سفید روان بود.
-
Less frequent translations
- فرش
- زمین
- صحن
- غور، بُن، ته، قَعر
- کفپوش
- كف
- حضار
- درونسرا
- کمینه
- حاضران
- (اتومبیل) گاز ماشین را تا ته فشار دادن
- (با ضربه) برزمین افکندن 1
- (بورس سهام و پارلمان و غیره) تالار
- (در ساختمان و آپارتمان و غیره) اشکوب
- (در مجلس شورا و غیره) اجازه ی صحبت
- (سطح فرودین هر چیز) ته
- (عامیانه) پیروز شدن بر
- (کف جایی را) با چیزی پوشاندن 0
- اعضای بورس سهام
- ته دار کردن
- حد پایین
- حداقل هرچیز (که توسط مقامات مسئول تعیین شده است)
- حرکات زمینی
- شنوندگان 3
- شکست دادن
- صحن (بورس و غیره)
- نمایندگان مجلس شورا (و غیره)
- هاج و واج کردن 2
- کف اتاق
- کف خیابان (یا پل یا جاده)
- کف دار کردن
- کمترین (مقدار یا قیمت)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "floor" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Floor" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Floor in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "floor"
Phrases similar to "floor" with translations into Persian
-
کفشوی برقی
-
(اتاق و غیره) کف · (جمع) کف اتاق ها · (هرچیزی که با آن کف اتاق را می سازند یا می پوشانند مانند: پارکت یاموزاییک) کفپوش · صحن اتاق ها · کفسازی · کفها · کفپوش
-
رويش كف جنگل · زيراشكوب · زيرگياه · زیررست
-
کفها · کفها (در ساختمان)
-
تاجر بورس، شرکت کارگزاری عضو بورس اوراق بهادار
-
کفپوش درجاریز
-
کفهای نردهای
-
(معماری) نقشه ی ساختمان · نقشه ی هر اشکوب