Translation of "flop" into Persian

تلپ, (انگلیس - خودمانی) ضربه یا کتک زدن, (با سنگینی و بی حالی) پرت شدن are the top translations of "flop" into Persian.

flop verb noun adverb grammar

To fall heavily, because lacking energy. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تلپ

    ¶ Then drop on the deck and flop like a fish

    اوني که ميوفته روي عرشه و مثل... يه ماهي تلپ تلپ ميکنه

  • (انگلیس - خودمانی) ضربه یا کتک زدن

  • (با سنگینی و بی حالی) پرت شدن

  • Less frequent translations

    • (با چیز پهن یا مسطح) زدن یا تقلا کردن
    • (خودمانی) جای خوابیدن
    • (صدا) تلپ
    • (عامیانه) خوابیدن
    • (غفلتا) عوض کردن یا شدن
    • باصدای تلپ
    • بستر 0
    • به خواب رفتن
    • به پیسی افتادن
    • تغییر کردن
    • تلپی افتادن
    • تلپی انداختن
    • خیطی بالا آوردن
    • دگرگون شدن یا کردن
    • رجوع شود به flap
    • شکست خوردن
    • فش فش
    • ناموفق بودن
    • پق 1
    • پیسی بالا آوردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "flop" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

FLOP noun grammar

Floating point operation.

+ Add

"FLOP" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for FLOP in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "flop" with translations into Persian

  • دمپایی ابری
  • (شیرجه رفتن در آب) با شکم به آب خوردن · با شکم فرود آمدن (belly-bump و belly-whop و belly-slam هم می گویند)
  • (الکترونیک) مدار الاکلنگی · (جمع) دمپایی لاانگشتی · (صدای ضربه ی تند وسبک) تپ · تسمه · تغییر ناگهانی در مسیر یا طرز فکر و غیره · تلپ تولوپ · فلیپفلاپ · مدار دو ضربه ای · وارو · پشتک · پشتک وار
  • (الکترونیک) مدار الاکلنگی · (جمع) دمپایی لاانگشتی · (صدای ضربه ی تند وسبک) تپ · تسمه · تغییر ناگهانی در مسیر یا طرز فکر و غیره · تلپ تولوپ · فلیپفلاپ · مدار دو ضربه ای · وارو · پشتک · پشتک وار
Add

Translations of "flop" into Persian in sentences, translation memory