Translation of "forging" into Persian

آهنگری, جعل, آهن ورزی are the top translations of "forging" into Persian.

forging noun verb grammar

Present participle of forge. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آهنگری

    manufacturing process involving the shaping of metal

    But there is no smith's forge in this Shire that could change it at all.

    اما هیچ کوره آهنگری توی شایر پیدا نمیشود که بتواند کمترین تغییری توی آن ایجاد کند.

  • جعل

    But for law enforcement, they just forge whatever they need.

    اما برای ماموران اجرای قانون ، هر چیزی لازم باشه رو جعل میکنن.

  • آهن ورزی

  • جعل سند

    noun

    into a forged documents workshop.

    پایش به یک کارگاه جعل اسناد باز شد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "forging" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "forging" with translations into Persian

  • جعل کردن
  • (فلز داغ را با وزنه ی افتان چکش کاری کردن) پرسکاری ضربه ای کردن · آهنگری حدیده ای کردن
  • جعلی · ساخته · ساختگی
  • (با حرارت و چکش کاری یا فشار) به آهن شکل دادن · (ریخته گری و آهنگری) کوره · (معمولا با: ahead) ناگهان و تند پیشرفت کردن · (کارگاه تبدیل آهن خام به آهن ورزیده یا نرم آهن) آهن ورزگاه · آهن فروشی · آهن ورزی کردن · آهنگر · آهنگرخانه · آهنگری · اختراع کردن · ازخود ساختن · ازکار درآوردن · با زحمت به موفقیت رساندن، تقلا کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · جعل · جعل کردن · جلو رفتن · درست کردن · دکان آهنگری · ساختن · شکل دادن (به) · ضربت زدن · طرح ریزی کردن · پیوسته پیش رفتن (علی رغم اشکالات) · چاپ زدن · چلاک کردن · چکش زدن · کوره · کوره آهنگری
  • آهنگری حدیده ای · فرآورده ای که از این راه ساخته شده · پرسکاری ضربه ای · چکش کاری با وزنه ی افتان
  • (با حرارت و چکش کاری یا فشار) به آهن شکل دادن · (ریخته گری و آهنگری) کوره · (معمولا با: ahead) ناگهان و تند پیشرفت کردن · (کارگاه تبدیل آهن خام به آهن ورزیده یا نرم آهن) آهن ورزگاه · آهن فروشی · آهن ورزی کردن · آهنگر · آهنگرخانه · آهنگری · اختراع کردن · ازخود ساختن · ازکار درآوردن · با زحمت به موفقیت رساندن، تقلا کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · جعل · جعل کردن · جلو رفتن · درست کردن · دکان آهنگری · ساختن · شکل دادن (به) · ضربت زدن · طرح ریزی کردن · پیوسته پیش رفتن (علی رغم اشکالات) · چاپ زدن · چلاک کردن · چکش زدن · کوره · کوره آهنگری
Add

Translations of "forging" into Persian in sentences, translation memory