Translation of "forked" into Persian

(معمولا با هایفن) - شاخه, دوراهه, دوشاخه are the top translations of "forked" into Persian.

forked adjective verb

That splits into two or more directions, or parts. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (معمولا با هایفن) - شاخه

  • دوراهه

  • دوشاخه

    A transparent spotted snake with a forked tongue floated across the sky

    ماری شفاف و خالدار با زبانی دوشاخه در آسمان شناور بود.

  • Less frequent translations

    • دوشقه
    • چندراهه
    • چندشاخه
    • چنگال دیس
    • چنگال سان
    • چنگالی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "forked" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "forked" with translations into Persian

  • (تقسیم به دو یا چند شاخه - در مورد رودخانه و درخت و جاده و غیره) دو شاخه · (شطرنج) با یک حرکت دو مهره ی حریف را به خطر انداختن · (هرچیز چنگال مانند) چنگاله · (کشاورزی) چنگک · انشعاب · انشعاب (توسعه نرمافزار) · انشعاب (سیستمعامل) · با چنگال (یا چنگک یا چنگاله) بلند کردن · با چنگال فرو کردن به · به شکل چنگال کردن · دو (یا چند) شاخه شدن (رود و راه و غیره) · دوراهی · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شعبه · محل دو شاخگی (یا دو راهی و غیره) · منشعب شدن · پراکنش · چند شاخه · چندراهی · چنگال · چنگال دیس کردن · چنگال مانند شدن · چنگالک
  • سرخسهای دوشاخه
  • تحویل دادن
  • تحویل دادن
  • دوشاخه
  • بوجانگای دم دوشاخهای
  • (مجازی) نیرنگ آمیز · زبان دوشاخه (مانند زبان مار) · زبان چنگالی
  • بالابرها · بالابرهای سطلي · بالابرهای چنگكي
Add

Translations of "forked" into Persian in sentences, translation memory