Translation of "foxed" into Persian
دارای رنگ سوخته, رنگ برگشته, فاسدشده are the top translations of "foxed" into Persian.
foxed
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of fox.; baffled; outwitted. [..]
-
دارای رنگ سوخته
-
رنگ برگشته
-
فاسدشده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "foxed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "foxed" with translations into Persian
-
(جانورشناسی) روباه سمور (سمور روباه مانندی بنام لاتین Sciurus niger - بومی خاور آمریکای شمالی) · سنجاب روباهی
-
(جانورشناسی) روباه نقره فام (Vulpes fulva - بومی امریکا - red fox هم می گویند) · خز این روباه
-
(جانورشناسی) · خز روباه سرخ · روباه · روباه سرخ · روباه سرخ (Vulpes vulpes که بومی اروپا است) · روباه سرخ امریکایی (Vulpes fulva)
-
روباه خرچنگ خوار · روباه خرچنگخوار
-
روباه پرنده کوهستان برفی
-
شکار روباه (ورزشی که در آن شکارچیان اسب سوار به دنبال تازی هایی که در پی روباه هستند تاخت می کنند)
-
سوراخ روباه
Add example
Add