Translation of "franchising" into Persian
فرانشیز is the translation of "franchising" into Persian.
franchising
noun
verb
grammar
Present participle of franchise. [..]
-
فرانشیز
practice of the right to use a firm's business model and brand for a prescribed period of time
♫ Oh my friend, multiply, we’re a franchise, like Walt Disney or Hannibal Lecter. ♫
♫ آه دوست من، تکثیری، ما مثل والت دیزنی یا لکتر هانیبال یک امتیاز (فرانشیز) هستیم ♫
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "franchising" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "franchising" with translations into Persian
-
(اجازه یا امتیازی که از سوی دولت و غیره به شخص یا شرکتی داده می شود) امتیاز · (اجازه یا امتیازی که برخی شرکت ها به افراد می دهند تا زیر نظر آنها فعالیت کنند) امتیاز · (برخی ورزش های حرفه ای) امتیاز تشکیل یا داشتن تیم · (بیمه) فرانشیز · (در اصل) معافیت (از بیگاری یا مالیات یا خدمت و غیره) · (معمولا با: the) حق رای (در انتخابات) · (مغازه یا محل کسب دارای امتیاز از شرکت اصلی) مغازه ی امتیازی · ازادسازی · امتیاز دادن · امتیاز، امتیاز انحصار، حقی منحصر به فرد نسبت به یک منطقه یا بازار خاص · بخشودگی · برترانه · جواز · حق رای دادن · فرانشیز · فرداد · فردادی · پروانه
-
رویکرد پیاده سازی محدود
-
امتیازات و پروانه ها
-
اعطای امتیاز · فرانشیز
-
راهبرد امتیاز دهی
-
حق الامتیاز، حق مخصوص، حق الامتیاز قروش
-
درآمد ناشی از حق الامتیاز
-
امتیاز دهنده · دهنده ی امتیاز · فردادگر (franchisor هم می نویسند)
Add example
Add