Translation of "freaked" into Persian

خط خط, خط دار, راه راه are the top translations of "freaked" into Persian.

freaked verb

Simple past tense and past participle of freak. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خط خط

  • خط دار

  • راه راه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "freaked" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "freaked" with translations into Persian

  • ترسیدن
  • سیرک عجایب
  • (در سیرک و کارناوال و غیره) نمایش چیزهای عجیب الخلقه و خارق العاده
  • (انسان یا حیوان یا گیاه) عجیب و غریب · (تمبر پست) تمبر معیوب (در چاپ یا حاشیه بری که آن را منحصر به فرد و گرانقیمت می کند) · (خودمانی) هروئینی · (خودمانی) هواخواه پروپا قرص · (رنگ و غیره) راه راه شدن یا کردن · (قدیمی) بوالهوسی · (نادر) خال مخال کردن · اتفاق خارق العاده · اعتیاد · بازی طبیعت · تریاکی · خل و چل · خو گرفته · خواسته ی ناگهانی · خواهان · دیوانه ی چیزی · رخداد نا روال · رویداد عجیب و غریب · رگه رگه شدن یا کردن · عجیب الخلقه · غیرعادی · مرده ی چیزی · معتاد · معجزه · نا روال · هوس · هوس بازی · هیولا · هیولایی · وسواس · ویار · چرخ دنده ساعت
  • (انسان یا حیوان یا گیاه) عجیب و غریب · (تمبر پست) تمبر معیوب (در چاپ یا حاشیه بری که آن را منحصر به فرد و گرانقیمت می کند) · (خودمانی) هروئینی · (خودمانی) هواخواه پروپا قرص · (رنگ و غیره) راه راه شدن یا کردن · (قدیمی) بوالهوسی · (نادر) خال مخال کردن · اتفاق خارق العاده · اعتیاد · بازی طبیعت · تریاکی · خل و چل · خو گرفته · خواسته ی ناگهانی · خواهان · دیوانه ی چیزی · رخداد نا روال · رویداد عجیب و غریب · رگه رگه شدن یا کردن · عجیب الخلقه · غیرعادی · مرده ی چیزی · معتاد · معجزه · نا روال · هوس · هوس بازی · هیولا · هیولایی · وسواس · ویار · چرخ دنده ساعت
  • (انسان یا حیوان یا گیاه) عجیب و غریب · (تمبر پست) تمبر معیوب (در چاپ یا حاشیه بری که آن را منحصر به فرد و گرانقیمت می کند) · (خودمانی) هروئینی · (خودمانی) هواخواه پروپا قرص · (رنگ و غیره) راه راه شدن یا کردن · (قدیمی) بوالهوسی · (نادر) خال مخال کردن · اتفاق خارق العاده · اعتیاد · بازی طبیعت · تریاکی · خل و چل · خو گرفته · خواسته ی ناگهانی · خواهان · دیوانه ی چیزی · رخداد نا روال · رویداد عجیب و غریب · رگه رگه شدن یا کردن · عجیب الخلقه · غیرعادی · مرده ی چیزی · معتاد · معجزه · نا روال · هوس · هوس بازی · هیولا · هیولایی · وسواس · ویار · چرخ دنده ساعت
Add

Translations of "freaked" into Persian in sentences, translation memory