Translation of "freeze" into Persian
فسردن, yakh zadan, یخ زدن are the top translations of "freeze" into Persian.
freeze
verb
noun
grammar
(transitive) To lower something's temperature to the point that it freezes or becomes hard. [..]
-
فسردن
become solid due to low temperature
-
yakh zadan
-
یخ زدن
verbMr. Wilford knew that CW7 would freeze the world.
آقای ویلفورد میدونست که گاز " سو7 " باعث یخ زدن دنیا میشه
-
Less frequent translations
- سرد
- بستن
- بستاندن
- بستناکی
- سجانیدن
- سجیدن
- شجام
- شجانیدن
- شجیدن
- ماسیدن
- هسیرش
- ایست
- (آب و هوا) بسیار سرد
- (اعتبار یا موجودی بانکی و غیره را)مسدود کرد
- (با داروی حس کشی یا هوش بر) بیحس کردن
- (تولید سلاح و بمب اتمی و غیره را طبق قرارداد) متوقف کردن
- (حقوق کارمندان یا قیمت ها یا نرخ ارز و غیره) ثابت نگه داشتن
- (خوراک و غیره) منجمد کردن
- (در اثر سرما) مردن
- (در اثر کم داشت روغن یا حرارت زیاد یا ساییدگی یا زنگ زدگی و غیره) بهم ماسیدن
- (در اثر یخ زدن) چسبیدن به
- (در جای خود) میخکوب شدن
- (مکانیک - در مورد چرخ یابخش های جنبان موتور) گیر کردن
- آسیب دیدن یا رساندن
- ایستا کردن
- ایستانش 2
- بستناک شدن
- بستناک کردن 0
- بسیار سرد بودن یا شدن یا کردن
- بی حرکت ماندن یا کردن
- تثبیت کردن
- توی ذوق کسی زدن
- خراب شدن
- خشک زدن
- سجش 3
- سرما زده کردن یا شدن
- غریبه شدن
- غریبه وار رفتار کردن
- فریز کردن
- فصل سرما
- مسدود سازی 1
- معلق کردن
- منجمد شدن یا کردن
- منجمد کردن
- نا دوستی کردن
- نامهربانی کردن
- یخ بستن
- یخ بندان
- یخ زدگی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "freeze" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "freeze" with translations into Persian
-
دماي انجماد · سجشگاه · نقطه انجماد · نقطه ی انجماد (صفر درجه ی سانتی گراد یا 23 درجه ی فارنهایت) · نقطه ی سجش
-
خشککردن انجمادی
-
رژیمهای دمای خاک
-
عدم استخدامی
-
فراوردههاي منجمد خشك · فراوردههای خشکشده
-
(سینما و تلویزیون) قاب ایستایی · قاب ایستا
-
غلظت انجماد
-
آبگيري در حالت انجماد · خشكاندن تصعيدي · خشکاندن انجمادی
Add example
Add