Translation of "frill" into Persian
چین, والان, یال are the top translations of "frill" into Persian.
frill
verb
noun
grammar
A strip of pleated material used as decoration or trim; a ruffle. [..]
-
چین
nounwhile she got up Mrs.Reed's lace frills, and crimped her nightcap borders
ضمن قصه گفتن توری لباسهای خانم رید را چین دار میکرد یا لبه شب کلاه او را میآراست.
-
والان
-
یال
-
Less frequent translations
- (با طوقی یا حاشیه ی چین دار یا خز) آذین کردن
- (حلقه ای از پر یا مو در دور گردن پرنده یا حیوان) طوقی
- (عکاسی) چروک حاشیه های فیلم یا کلیشه
- (لبه یا حاشیه ی جامه یا پرده و غیره را) چین دار کردن
- (هر زینت غیرلازم
- حاشیه ی چین دار (جامه)
- خز دارکردن
- زلم زیمبو
- زیب بیهوده
- سر آستین خز
- طوق پر
- لبه ی خز (لباس)
- هر چیز غیرضروری و نمایشی) تجمل
- چروک شدن (در اثر جدا شدن امولسیون از فیلم پایه)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "frill" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "frill" with translations into Persian
-
کوسه چیندار
-
مارمولک طوقی
-
حاشیه · چین
-
مارمولک طوقی
-
حاشیه دار · ریشه دار · چین دار
-
(خودمانی) بی زر و زیور · بدون تجملات · بدون خدمات یا مزایای اضافی · بی مخلفات
-
لوند طوقی
Add example
Add