Translation of "furs" into Persian

خزها, پوستهاي خام are the top translations of "furs" into Persian.

furs noun

Plural form of fur. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خزها

    We all know these furs ain't gonna be here by the time we come back.

    همه ميدونيم وقتي که برگرديم ديگه خبري از اين خزها نيست

  • پوستهاي خام

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "furs" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Furs noun

plural of [i]Fur[/i]

+ Add

"Furs" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Furs in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "furs" with translations into Persian

  • پوستین
  • (جانور) خز دار · (زبان)باردار · (ملبس به جامه ی خز) خز پوشیده · خز آذین · خز پوش · خز پوشیده · خزدار · خزین · دارای حاشیه ی خز (جامه و غیره) · دارای موی نرم · کرک دار
  • فک خزپوش شمالی
  • هوراس فورنس (شکسپیر شناس امریکایی)
  • fur
    (مخفف) رجوع شود به furlongs · (موی نرمی که بدن بسیاری از پستانداران را می پوشاند) مو · (هر چیز خز مانند یا کرک دار مانند بار زبان بیماران) خز مصنوعی · (پوست و موی نرم حیوان که از آن جامه یا حاشیه ی جامه و غیره می سازند) خز · (کتری و غیره) جرم · با خز تزیین کردن (جامه) · بار (زبان) · بار گرفتن (یاداشتن) · جرم گرفتن · خز · خز پوش کردن · خزی · وابسته به خز · پت · پوست خام · پوستین · کرک
  • (جانور شناسی) سیل خزین (انواع سیل هایی که بدنشان از کرک پر پشت پوشیده شده است به ویژه از جنس : Callorhinus) · فک خزپوش
  • (خانه های چوبی) تخته کوبی · (زبان)بار · باریکه ی خز · حاشیه دوزی باخز · خز (که در حاشیه دوزی لباس به کار می رود) · زبانه کوبی (در درون دیوار)
  • جانوران خزپوش
Add

Translations of "furs" into Persian in sentences, translation memory