Translation of "garter" into Persian
بند جوراب, (در قدیم) حلقه ی کشداری که برای بالا نگهداشتن آستین پیراهن به کار می رفته G( -2 بزرگ) نشان بند جوراب (که یکی از عالیترین و قدیمی ترین مدال های اشرافی انگلستان است), با بند جوراب نگه داشتن are the top translations of "garter" into Persian.
garter
verb
noun
grammar
A band worn around the leg to hold up a sock or stocking. [..]
-
بند جوراب
stocking supporter
I held my hands out automatically, and the filmy white garter landed in my palms.
دستانم را به طور ناخودآگاه دراز کردم و بند جوراب سفید رنگی در دستانم فرود آمد.
-
(در قدیم) حلقه ی کشداری که برای بالا نگهداشتن آستین پیراهن به کار می رفته G( -2 بزرگ) نشان بند جوراب (که یکی از عالیترین و قدیمی ترین مدال های اشرافی انگلستان است)
-
با بند جوراب نگه داشتن
-
Less frequent translations
- بند جوراب زدن به
- دارنده ی مدال بند جوراب
- کش جوراب
- کش یا سنجاقی که به کرست یا زیرپوش زن ها وصل است و جوراب بلند را نگه می دارد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "garter" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "garter"
Phrases similar to "garter" with translations into Persian
-
کمربند کشدار (برای بالا نگهداشتن جوراب زنانه)
-
نشان بند جوراب
-
(جانور شناسی) مار بند جورابی · مارگارتر (جنس Thamnophis - بومی آمریکای شمالی - غیر سمی)
-
(انگلیس) نشان بند جوراب · رسته ی دارندگان نشان بند جوراب (بالاترین رسته ی knighthood)
-
(جانور شناسی) مار بند جورابی · مارگارتر (جنس Thamnophis - بومی آمریکای شمالی - غیر سمی)
Add example
Add