Translation of "gasketed" into Persian
gasketed
adjective
grammar
Fitted with a gasket.
Automatic translations of "gasketed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"gasketed" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for gasketed in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "gasketed" with translations into Persian
-
(در لوله کشی آب و گاز و غیره - لایه ی چرمی یا فلزی یا لاستیکی که در پیوندگاه یا زانویی قرار می دهند تا از تراوش آب و گازجلوگیری کند) درزگیر · (کشتیرانی) نوار کرباسی یا طناب برای بستن بادبان بسته به دکل کشتی · بادبان بند · بند بادبان · خمیر درزگیری · درزبند · زاماسکه (زاموسقه یا خمیر که برای درزگیری لولا و زانویی به کار می رود) · لایی · واشر · واشر سرسیلندر · واشر چرمی · پولک
-
واشر سر سیلندر
-
(در لوله کشی آب و گاز و غیره - لایه ی چرمی یا فلزی یا لاستیکی که در پیوندگاه یا زانویی قرار می دهند تا از تراوش آب و گازجلوگیری کند) درزگیر · (کشتیرانی) نوار کرباسی یا طناب برای بستن بادبان بسته به دکل کشتی · بادبان بند · بند بادبان · خمیر درزگیری · درزبند · زاماسکه (زاموسقه یا خمیر که برای درزگیری لولا و زانویی به کار می رود) · لایی · واشر · واشر سرسیلندر · واشر چرمی · پولک
Add example
Add