Translation of "gates" into Persian

دروازهها is the translation of "gates" into Persian.

gates verb noun

Plural form of gate. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دروازهها

    But we cannot enter here, for the gates do not look northward.

    اما از اینجا نمیتوانیم وارد شویم، چون دروازهها رو به شمال نیستند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "gates" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Gates proper noun

A surname. [..]

+ Add

"Gates" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Gates in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "gates" with translations into Persian

  • (انگلیس) به عنوان تنبیه شاگردی را در محوطه ی مدرسه نگه داشتن · (برق) سویچ فلکه (دارای دو سیم ورودی و چندین سیم خروجی) · (در اسبدوانی) دریچه ای که هنگام شروع مسابقه کنار می رود تا اسب ها شروع به دویدن کنند · (در اسکی اسلالم) باریکه ی بین دو چوب پرچم که اسکی باز از وسط آن رد می شود · (در سد و کانال) دریچه ی تنظیم آب · (در سینما و نمایش و غیره) جمع مبلغ بلیطهای فروخته شده · (در فرودگاه) گیت · (راه آهن) دریچه یا مانعی که در محل تقاطع خط آهن و جاده با بسته و باز شدن ترافیک را تنظیم می کند · (ریخته گری) مجرایی که از طریق آن فلز مذاب را به قالب می زنند · باب · تعداد کل تماشاگرانی که بلیط خریده اند · دخل · در · در بزرگ · در حیاط · در نرده ای · در ورودی منزل یا باغ · در گاراژ 0 · دردار کردن · دروازه · دروازه دار کردن · دروازه ی نرده ای · راه · راه تغذیه (در قالب ریخته گری) · راهگاه · روش انجام کاری · طریقه · قاپو · محل ورود و خروج · محل ورود و خروج از هواپیما به فرودگاه · مدخل · مواد زاید فلزی که در این مجرا جمع می شود · پای راهگاه · گدار · گذرگاه · گذرگاه کوهستان · گردنه
  • (عامیانه) مهمان ناخوانده · کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شده است · کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است می رود
  • رابرت گیتس
  • ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
  • دروازه نهم
  • دروازه اسباط
  • (اسبابی که برای سنجش جهت و نیروی میدان مغناطیسی زمین به کار می رود) مغناطیس سنج زمین
  • ملیندا گیتس
Add

Translations of "gates" into Persian in sentences, translation memory