Translation of "gelatinous" into Persian
ژلاتینی, لزج و لیز, ژلاتین دار are the top translations of "gelatinous" into Persian.
gelatinous
adjective
grammar
Jelly-like. [..]
-
ژلاتینی
-
لزج و لیز
-
ژلاتین دار
-
Less frequent translations
- ژلاتین مانند
- ژله مانند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gelatinous" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "gelatinous" with translations into Persian
-
دلمه · سريشم ماهي · سریش · صفحه ی کاغذ یا پارچه ی فرانما به رنگ های مختلف که برای ایجاد نورهای رنگارنگ روی چراغ های صحنه ی تئاتر و غیره قرار می دهند · لرزانک · چسب حیوانی (gelatine هم می نویسند) · ژلاتین · ژلاتین (که از جوشاندن کله پاچه و یا شاخ و استخوان حاصل می شود) · ژلاتینی · ژله
-
تبدیل به ژلاتین یاسریشم · دلمه سازی
-
دلمه · سريشم ماهي · سریشم · ژلاتین · ژلاتینی
-
(عکاسی) با لایه ای از ژلاتین پوشاندن · با ژلاتین لعاب دادن · به صورت ژلاتین درآوردن · ژلاتینی شدن · ژلاتینی کردن · ژله مانند شدن
-
تبدیل به ژلاتین کردن · دلمه کردن
-
ژلاتينسازي · ژلاتینه شدن · ژلهسازی · ژلهشدن · ژلهشدگي
-
(عکاسی) با لایه ای از ژلاتین پوشاندن · با ژلاتین لعاب دادن · به صورت ژلاتین درآوردن · ژلاتینی شدن · ژلاتینی کردن · ژله مانند شدن
-
ژلاتينسازي · ژلاتینه شدن · ژلهسازی · ژلهشدن · ژلهشدگي
Add example
Add