Translation of "gentle" into Persian
ملایم, مهربان, راد are the top translations of "gentle" into Persian.
gentle
adjective
verb
noun
grammar
Tender and amiable; of a considerate or kindly disposition [..]
-
ملایم
adjectivePhilip reflected for an instant, and his answer was not devoid of a gentle desire to annoy.
فیلیپ یک لحظه به اندیشه فرو رفت و پاسخش عاری از آزاری ملایم نبود.
-
مهربان
adjectiveAll these women were gentle with the children.
همه این زنان نسبت به همه کودکان مهربان بودند.
-
راد
adjective
-
Less frequent translations
- رام
- تدریجی
- آقازاده
- رادمنش
- پاکزاد
- پرتواضع
- لطیف
- میرزا
- خواباندن
- آزاده
- اشرافی
- (با دست به سر کشیدن) آرام کردن یا التیام دادن
- (قدیمی) اعیان
- (مهجور) به مقام جنتلمنی ارتقا دادن
- (نادر) ملایم کردن
- (چهارپا) رام و مطیع کردن یا شدن 0
- آرام کردن
- آشتی کردن
- از طبقه ممتاز
- اعیان کردن
- با ملاحظه
- با نزاکت و ادب
- با گذشت
- بزرگ زاده
- بزرگ منش
- بی آزار و اذیت
- تسکین دادن
- خوش رفتار
- خوشایند کردن
- در زمره ی اشراف درآوردن
- ساکت کردن
- فرو نشاندن
- فهمیده و مودب
- ملایم رفتار
- نجیب زاده
- نرم کردن
- نوازش کردن
- وابسته به اعیان و اشراف
- پاک گهر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gentle" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "gentle" with translations into Persian
-
قوش ماده · ماده باز
-
باد صبا
-
بادی که سرعت آن بین 8 تا 21 مایل در ساعت باشد (رجوع شود به Beaifprt scaew) · نسیم ملایم
-
ارامی · لطافت · ملایمت · مهربانی · نجابت
Add example
Add