Translation of "germane" into Persian
مربوط, خویشاوند, منسوب are the top translations of "germane" into Persian.
germane
adjective
noun
grammar
Related to the topic being discussed or considered. [..]
-
مربوط
adjectiverelated to the topic being discussed
Well, each of us intercepts messages from a specific German radio tower.
خب ، هر کدوم از ما پیغامهای مربوط به برج رادیویی خاصی از آلمانی هارو رهگیری میکنیم
-
خویشاوند
-
منسوب
-
Less frequent translations
- درخور
- وابسته
- مناسب
- (مهجور) قوم و خویش
- هم خون
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "germane" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "germane" with translations into Persian
-
ژرمنی
-
(جانورشناسی) سگ مو کلفت آلمانی (که ابروهای پر مو وریش دارد و برای شکار به کار می رود)
-
آلمانی · زبان آلمانی
-
آلمانی فرودین (که انگلیسی و هلندی و غیره از آن مشتق شده اند) (در برابر: آلمانی فرازین High German) · رجوع شود به Plattdeutsch
-
جمهوری دموکراتیک آلمان
-
(جانورشناسی) سگ مو کوتاه شکاری آلمانی
-
(سابقا) افریقای جنوب غربی (که تا جنگ جهانی اول متعلق به آلمان بود)
-
جرمن شپرد
Add example
Add