Translation of "get" into Persian
گرفتن, بدست آوردن, شدن are the top translations of "get" into Persian.
(UK) A git . [..]
-
گرفتن
verbreceive [..]
If you're here to get the keys to the house, they took them.
اگه برای گرفتن کلیدهای خونه اومدی ، اونا گرفتنش.
-
بدست آوردن
verbobtain
Got to get the money together for my property out west, around Kynuna.
برای بدست آوردن پول و مالک شدن بیرون از غرب دور و بر کینونا.
-
شدن
verbThe weather here is getting cold and I really do not like that.
هوای اینجا در حال سرد شدن است و من واقعاً آن را دوست ندارم.
-
Less frequent translations
- زدن
- وارد شدن
- رفتن
- بردن
- توله
- فهمیدن
- تولد
- بوجودآمدن
- (از راه تلفن و رادیو و غیره) ارتباط برقرار کردن
- (تنیس) برگشت توپ
- (عامیانه - معمولا با have یا has) داشتن 2
- (عامیانه) مجبور بودن
- آبستن شدن یا کردن
- از پا درآوردن
- اغاز کردن
- الزام داشتن
- ایجاد کردن
- باعث شدن
- بایستن 1
- بدست امده
- بدست اوردن
- به دست آوردن
- به عنوان فعل معین و فعل مجهول 5
- بهت زده کردن
- بچه ی حیوان 6
- بیهوش کردن
- تحصيل كردن
- تحصیل کردن (چیزی)
- تسلط یافتن 3
- تولید کردن
- خوردن به 4
- درک کردن
- دریافت کردن
- رسیدن به
- رفتن و آوردن
- سبب شدن
- فایق آمدن بر
- فوری رفتن
- لال کردن
- مادری کردن
- مبهوت کردن
- متحمل شدن
- متحیر شدن
- محکوم شدن
- موفق شدن
- وا داشتن
- وارد آمدن
- پس انداختن
- پس انداختن (در مورد حیوانات) 0
- کردن
- کسب کردن
- کسب کرده
- گیر آوردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "get" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Get" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Get in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "get"
Phrases similar to "get" with translations into Persian
-
بردن
-
گرفتن (آتش)، شعله ور شدن آتش و کبریت
-
گذراندن
-
از سرباز کردن · عبور کردن
-
مساوی کردن
-
اغاز کردن · افسرده کردن · ترسانیدن
-
برتن کردن · پوشیدن