Translation of "gilt" into Persian
مطلا, زراندود, زرنگار are the top translations of "gilt" into Persian.
gilt
adjective
noun
verb
grammar
(slang) money [..]
-
مطلا
adjectiveBetween the windows hung a large portrait of the Czar in a massive frame of glaring gilt.
بین پنجرهها تصویر بزرگی از تزار با قاب ضخیم مطلا دیده میشد.
-
زراندود
Orlando looked hastily from the breakfast room window at the gilt leopard on the weather vane.
ارلاندو دستپاچه از اتاق صبحانه به پلنگ زراندود روی بادنما نگاه کرد.
-
زرنگار
-
Less frequent translations
- تذهیب
- طلاکاری
- مُذَهَّب، زراندازی شده، مطلا
- اکلیل
- طلاپوش
- آب طلا
- آب طلا دادن
- بچه خوک ماده
- خوک نابالغ
- دارای روکش طلا
- زراندود کردن
- طلایی رنگ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gilt" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "gilt" with translations into Persian
-
ساردینلاها · ماهيان ساردين اسپانيايي · ماهيان ساردين روغني
-
برگ نقره ای (برای تزیین به کار می رود) · نقره ی آب طلا کاری شده
-
اعلا · بهترین نوع · حاشیه طلا (مثل صفحات برخی کتب خطی) · لبه طلایی · مرغوبترین (gilt-edge هم می نویسد)
-
خوكهاي ماده · مادهخوکها
Add example
Add