Translation of "glove" into Persian
دستکش, (در بیس بال) توپ را با دستکش گرفتن, (ورزش) دستکش بکس (معمولا: boxing glove) are the top translations of "glove" into Persian.
glove
verb
noun
grammar
An item of clothing other than a mitten, covering all or part of the hand and fingers, but allowing independent movement of the fingers. [..]
-
دستکش
nounitem of clothing [..]
I bought a pair of gloves.
من یک جفت دستکش خریدم.
-
(در بیس بال) توپ را با دستکش گرفتن
-
(ورزش) دستکش بکس (معمولا: boxing glove)
-
Less frequent translations
- دستکش بیس بال
- دستکش تولید کردن
- دستکش دار کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "glove" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "glove"
Phrases similar to "glove" with translations into Persian
-
دستکش پوش
-
(انگلیسی) جعبه ی داشبورد · جعبه ی آب بندی شده · محفظه ی عایقداری که دو لوله ی دستکش مانند دارد و متصدیان برای دستیابی به مواد خطرناک داخل محفظه دست خود را ازطریق این دو لوله وارد محفظه می کنند · محفظه ی مواد خطرناک رادیواکتیو یا مسری
-
دستکش جراحی
-
دستکش
-
دستکش
-
(اتومبیل) جعبه ی داشبورد (داشبرد) · جعبه داشبورد
-
دستکش پوش
-
دستکش جیر · دستکش چرمی (از چرم بزغاله یا هر چرم نرم و ظریف)
Add example
Add