Translation of "gold" into Persian
طلا, طلایی, زرین are the top translations of "gold" into Persian.
(uncountable) A heavy yellow elemental metal of great value, with atomic number 79 and symbol Au. [..]
-
طلا
noungold medal [..]
The gold coin was much more valuable than was supposed.
سکه طلا از آنچه که تصور می شد، ارزش بیشتری داشت.
-
طلایی
noun adjectivecolour [..]
On the desk was a gold framed photograph of a beautiful teenager.
روی میز عکسی در قاب طلایی از یک دختر زیبای نابالغ قرار داشت.
-
زرین
noun adjectivemade of gold [..]
It now seemed to her that the whole world was ringed with gold.
اکنون به نظرش میرسید که حلقهی زرین جهان را احاطه کرده است.
-
Less frequent translations
- زر
- مدال طلا
- نشان زرین
- ثروت
- پول
- مطلا
- دارایی
- پرارزش
- عالی
- الط
- کهربا
- تمول
- عنبر
- (مخفف) مدال طلا
- ابریز (عنصر فلزی - نشان : Au
- از طلا
- رنگ طلایی
- زرد طلایی
- سکه ی طلا
- شماره ی اتمی : 97
- طلایی رنگ
- نقطه ی گداز: c4/4601 نقطه ی جوش : c0803)
- وزن اتمی : 769/691
- چگالی : 88/81
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gold" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A surname. [..]
-
طلا
nounGold is the most precious of all metals.
طلا از تمامی فلزات باارزشتر است.
Images with "gold"
Phrases similar to "gold" with translations into Persian
-
کلرید طلا(I)
-
(آمریکا - خودمانی) زن پول دوست · جوینده طلا · زنی که به خاطر هدیه و پول با مردی رابطه برقرار می کند · زنی که مردان را تیغ می زند
-
(جانور شناسی) سوسک طلایی (goldbug هم می گویند)
-
زرگولوها (پیریت آهن iron pyrites که شبیه طلا است) · سولفید آهن
-
(گیاه شناسی) سبد زرین (Aurinia saxatilis و Alyssum saxatile از خانواده ی crucifer)
-
سولفید طلا(I)
-
هیدروکسید طلا(III)
-
رجوع شود به ormolu · طلای موزائیک (سولفیدی به فرمول SnS2 که گردی زرد فام و بلورین است)