Translation of "gourd" into Persian
کدو, سفچ, کدوئی are the top translations of "gourd" into Persian.
gourd
noun
grammar
Any of the climbing or trailing plants from the family Cucurbitaceae, which includes watermelon, pumpkins and cucumbers. [..]
-
کدو
nounPast trays of bitter gourd, with knives and colored finger guards.
از سینیهای کدو قلیایی تلخ، با چاقوها و انگشت دانههای رنگی گذشت.
-
سفچ
the dried and hardened shell of a gourd fruit
-
کدوئی
-
Less frequent translations
- کاله
- خیار
- کله
- (خودمانی) سر
- (گیاه شناسی)
- بطری کدویی
- لیوان کدویی
- مشک کدویی
- میوه ی غیر خوراکی برخی کدویان (به ویژه کدو قلیایی و کدو زرد Cucurbita pepo ovifera)
- هر گیاه بالارونده یا آویزگر از تیره ی کدو
- وابسته به کوریان
- پوست خشک کدو (که به عنوان ظرف آب و غیره به کار می رود
- کدوحلوایی و غیره)
- کدویان (تیره ی Cucurbitaceae و راسته ی Violales - شامل کدو سبز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gourd" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "gourd"
Phrases similar to "gourd" with translations into Persian
-
بنينكاسا سريفرا · بنینکاسا هیسپیدا · كدوي سفيد · كدوي مومي
-
بنينكاسا سريفرا · بنینکاسا هیسپیدا · كدوي سفيد · كدوي مومي
-
کوکوربیتا فتیدیزیما
-
تريكوسانتس آنگويينا · تریکوسانتس کوکومرینا · خيار چنبر
-
كدوي قلياني · كدوي گرزي · لاژناريا ولگاریس · لاژناریا سیسراریا
-
(گیاه شناسی) کدوی ظرفشوی (جنس Luffa)
-
موموردیکا کارانتیا · هندوانه ابوجهل
-
(گیاه شناسی) درخت کدو ترش (Adansonia gregorii از خانواده ی bombax - بومی استرالیا) · رجوع شود به baobab
Add example
Add