Translation of "grain" into Persian

دانه, خرمن, خواب are the top translations of "grain" into Persian.

grain verb noun grammar

(uncountable) The harvested seeds of various grass-related food crops eg: wheat, corn, barley. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دانه

    noun

    single seed of grain [..]

    It's really tiny, like a grain of sand in a thousand miles of nowhere.

    مثل دانه اي در ميان شن. در هزاران مايل از دنيا.

  • خرمن

    noun

    harvested seeds of various grass-related food crops

  • خواب

    noun adjective

    linear texture of material or surface

    I only stopped off to bring you that grain.

    من اينجا فقط براي تخت خوابها نيومدم

  • Less frequent translations

    • غلات
    • غله
    • حبوبات
    • جو
    • حبه
    • گندم
    • تخم
    • ذره
    • بافت
    • رگه
    • خرده
    • گندمه
    • جودانه
    • نخودک
    • گندمک
    • شالی
    • طینت
    • حب
    • خو
    • (در سنگ و چوب و چرم) سطح زبر
    • (قدیمی) رنگ
    • (مهجور) قرمزدانه
    • (هر گیاهی که تخم آن دانه مانند و خوراکی باشد) غله
    • (چرم) دانه نما کردن
    • (چرم) پرداخت کردن
    • (چوب) رنگ زدن و نقش و نگار مصنوعی ایجاد کردن
    • (کوچکترین واحد سنجش وزن معادل 846% گرم - مخفف آن : gr) گرین
    • (گندم و سایر غلات) دانه
    • به صورت ذرات ریز درآمدن یا درآوردن (بیشتر می گویند: granulate)
    • جهت آوندها (در چوب)
    • جهت لایه ها و نقش نگار (درسنگ و غیره)
    • خصلت اساسی
    • دانه (یکا)
    • دانه دانه شدن
    • دانه ی نمک
    • رنگ ثابت
    • رنگ قرمز (که از قرمز دانه درست می شد)
    • روی چرم (که صاف و براق شده است)
    • سایه ی رنگ
    • سطح شن مانند
    • سنگ دانه
    • غله (دانه)
    • مقدار کم
    • نقش و نگار روی چرم
    • هرچیز ریز مثل دانه ی شن یا شکر
    • وضع لیف (در چوب)
    • چرم را از مو زدودن
    • چوب نما کردن 0
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "grain" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "grain"

Phrases similar to "grain" with translations into Persian

  • (آمریکا) انبار غله · سیلو
  • آندروپوگون سورگوم · ارزن سفيد هندي · انواع ذرت خوشه ای که به خاطر دانه اش کشت می شود · ذرت جارويي · ذرت خوشهاي شيرين · ذرت خوشهاي غلهاي · ذرت خوشهاي قندی · ذرت خوشهای جارويي · ذرت قندي · ذرت كفير · سورگوم بیکولور · سورگوم دانه ای · سورگوم دروموندي · سورگوم دروموندياي · سورگوم دورا · سورگوم دوكنا · سورگوم روكسبورگياي · سورگوم ساتيوم · سورگوم سوبگلابرسانس · سورگوم كافروروم · سورگوم كوداتوم · سورگوم نروزوم · سورگوم ولگار · سورگوم گويينينس · مايلوها
  • خواص چوب
  • آلبومن بذرها · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه · آندوسپرم · داندرون
  • ریزوپرتا دومینیکا · سوسك دانه غلات
Add

Translations of "grain" into Persian in sentences, translation memory