Translation of "grant" into Persian
دادن, گرنت, اعطا are the top translations of "grant" into Persian.
To give over; to make conveyance of; to give the possession or title of; to convey; -- usually in answer to petition. [..]
-
دادن
verbEl Jefe has granted you permission to visit them.
رئيس جمهور به شما اجازه دادن که اونها رو ببينيد
-
گرنت
non-repayable funds disbursed by one party to a recipient
hey, grant, i cant read this shaw file. grant excuse me
گرنت ، من نميتونم اينو بخونم
-
اعطا
nounExport licences granted, they can ship whenever they want.
گواهينامه صدور اعطا شده ، اونا ميتونن هر جايي که دلشون ميخواد ببرن
-
Less frequent translations
- اهدا
- بخشش
- هدیه
- عطیه
- ناحیه
- برآوردن
- اعطاکردن
- اقطاع
- عطاکردن
- جورکردن
- دهش
- دهشت
- پذیرفتن
- (آمریکا - در ایالات مین و ورمانت و نیوهامپشایر) بخش
- (به ویژه) بورس
- (زمین) واگذاری
- اذعان کردن
- امانت گذاردن
- اهدا کردن
- بخشیدن به
- تصدیق کردن
- سهم دادن
- صرفنظرکردن از
- قبول کردن
- قبول کردن (در بحث)
- مستجاب کردن
- ملک یا مبلغ یا چیز اهدا شده
- هبه کردن
- واگذاری امتیاز
- واگذاری کردن
- وفق دادن
- کاری گرانت (هنرپیشه ی آمریکایی - متولد انگلستان : 6
- کمک هزینه ی تحصیلی
- یليصحت هنيزه كمك
- یولیسیس گرانت (فرمانده ی سپاه شمالی در جنگ های داخلی آمریکا و بعدها رییس جمهور آمریکا: 5
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "grant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
An English surname and a Scottish clan name, from a nickname meaning "large". [..]
-
کمک مالی
Grant was 17 when he burned my parents'house down, with Christian inside.
کمک مالی 17 بود که او سوخته خانه پدر و مادرم به پایین ، با داخل مسیحی است.
Phrases similar to "grant" with translations into Persian
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
پرداخت وام با بهره کم
-
قدر (چیزی) را ندانستن
-
بورس تحصيلي · کمکهزینههای آموزشی
-
سر فردریک گرانت بانتینگ (پزشک کانادایی و یکی از دو کاشف انسولین)
-
اعطاء
-
(امریکا) تخصیص بودجه از سوی دولت فدرال برای خرج به صلاحدید دولت ایالتی یا محلی · اعتبار مالی بی قید و شرط
-
بودجه ای که دولت فدرال در اختیار ایالت ها قرار می دهد (یا توسط بنیادهای مختلف به اشخاص داده می شود) تا به مصرف پروژه ی بخصوصی برسد · کمک مالی مشروط