Translation of "graves" into Persian

روبرت گریوز (شاعر و رمان نویس انگلیسی), شراب گراو (به رنگ سفید یا قرمز که از ناحیه ی بوردو در جنوب غربی فرانسه به دست می آید) are the top translations of "graves" into Persian.

graves verb noun

Plural form of grave. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • روبرت گریوز (شاعر و رمان نویس انگلیسی)

  • شراب گراو (به رنگ سفید یا قرمز که از ناحیه ی بوردو در جنوب غربی فرانسه به دست می آید)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "graves" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Graves proper noun

a region close to Bordeaux in south-western France. [..]

+ Add

"Graves" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Graves in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "graves" with translations into Persian

  • گورستان
  • پس از مرگ
  • قلمزن
  • گور دسته جمعي · گور دستهجمعی
  • کفن
  • آرامگاه يادبود
  • جایگیر · منقوش ساختن · نشاندن · نقش کردن · کندن
  • (الهیات) کبیره · (در فرانسوی) اکسان گراو · (دستور در موسیقی) آهسته و با هیبت (بنوازید) · (زیر کشتی را) گل تراشی کردن · (قدیمی) کنده کاری کردن · (مهجور) خاک کردن · (کشتیرانی) ته بیرونی کشتی را پاک کردن و از نو قیراندود کردن · gur · آرام · آرامگاه · ارامگاه · اندوه آور · اهریمنی · باوقار · بزرگ · تاثرانگیز · تراش دادن · تندیس ساختن · تیره · جدی · حک کردن · حیاتی · خطرناک · در گور گذاشتن · سخت · سنگین · فنا · قبر · قبر کندن · مجسمه سازی · مرقد · مرگ · مزار · مهر سازی · مهلک · مهم · موت · موقر · ناگوار · نقش کردن · هلاکت · وخیم · وزین · گران · گرفته · گور
Add

Translations of "graves" into Persian in sentences, translation memory