Translation of "grub" into Persian
غذا, خوردن, جان کندن are the top translations of "grub" into Persian.
grub
verb
noun
grammar
(countable) An immature stage in the life cycle of an insect; a larva. [..]
-
غذا
nounyou want grub, and you shall have it.
تو گرسنهای و باید غذا بخوری،
-
خوردن
verb -
جان کندن
noun
-
Less frequent translations
- کسی که کار طاقت فرسا می کند
- (خودمانی) خوراک
- (خودمانی) خوردن
- (زمین) کندن
- از زیر خاک درآوردن
- انگل شدن
- بچه مگس
- تخم مگس
- حفر کردن
- دنبال چیزی گشتن
- ریشه کنی کردن
- زمین را از تنه و ریشه ی گیاهان پاک کردن
- سخت کار کردن
- غذا دادن
- لارو کوتاه و چاق و کرم مانند برخی از حشرات (به ویژه سوسک)
- لیسه ی (شفیره ی) سوسک
- نویسنده مزدور
- پژوهش کردن
- کار بدنی کردن
- کاوش کردن
- کندوکاو کردن
- گره زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "grub" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "grub"
Phrases similar to "grub" with translations into Persian
-
برش درخت · قطع · قطع درخت
-
از ریشه کندن
-
سنهاي حشره · كرمهاي حشره · لارورهاي كرميشكل · لاروها · مراحل لاروي · نوزاد حشرات
-
سنهاي حشره · كرمهاي حشره · لارورهاي كرميشكل · لاروها · مراحل لاروي · نوزاد حشرات
Add example
Add