Translation of "haggardness" into Persian

فرسودگی, لاغری, نزاری are the top translations of "haggardness" into Persian.

haggardness noun grammar

The characteristic of being haggard; tiredness. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فرسودگی

    But, as he looked up, the clear evening light showed how haggard and colourless he was,

    اما هنگامی که به بالا نگاه کرد، پرتو روشن شامگاهی شدت فرسودگی و پریدگی رنگ او را آشکار ساخت ،

  • لاغری

  • نزاری

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "haggardness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "haggardness" with translations into Persian

  • (به واسطه ی بیماری یا بی خوابی یا غم و غیره) دارای قیافه ی خسته وداغان · (دارای چشمانی که دو دومی زند و سبع می نمایند) چموش چشم · استخوانی · باز شکاری (که تا هنگام بلوغ وحشی بوده و بعد از آن دستگیر و رام شده است) · رام نشده · زرد و رنجور · سرکش · نارام · نحیف · نحیف و رنگ پریده · نزار · گودافتاده و سبع
  • (به واسطه ی بیماری یا بی خوابی یا غم و غیره) دارای قیافه ی خسته وداغان · (دارای چشمانی که دو دومی زند و سبع می نمایند) چموش چشم · استخوانی · باز شکاری (که تا هنگام بلوغ وحشی بوده و بعد از آن دستگیر و رام شده است) · رام نشده · زرد و رنجور · سرکش · نارام · نحیف · نحیف و رنگ پریده · نزار · گودافتاده و سبع
  • (به واسطه ی بیماری یا بی خوابی یا غم و غیره) دارای قیافه ی خسته وداغان · (دارای چشمانی که دو دومی زند و سبع می نمایند) چموش چشم · استخوانی · باز شکاری (که تا هنگام بلوغ وحشی بوده و بعد از آن دستگیر و رام شده است) · رام نشده · زرد و رنجور · سرکش · نارام · نحیف · نحیف و رنگ پریده · نزار · گودافتاده و سبع
Add

Translations of "haggardness" into Persian in sentences, translation memory