Translation of "hand-" into Persian
دستی, ویژه ی دست [handcuff و handclasp], پیشوند: برای دست (ها) are the top translations of "hand-" into Persian.
hand-
-
دستی
A good surgeon has an eagle's eye, a lion's heart, and a lady's hand.
یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.
-
ویژه ی دست [handcuff و handclasp]
-
پیشوند: برای دست (ها)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hand-" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hand-" with translations into Persian
-
(به اندازه ی) پهنای دست · (به اندازه ی) یک مشت · (تحت) توجه · (دست به عنوان عامل مهارت) زبردستی · (دست به عنوان نشان) قول و قرار · (سخت پوستان و برخی درندگان) چنگال · (شخص یا دستگاه) سازنده · (نخستیان) پا · (وابسته به یا برای دست) دستی · (کسی که با دست کاری را انجام می دهد) کارگر · اختیار · اعتبار · به عهده ی · تملک · جهت (معمولا همراه با: right یا left) · داشتن · دست (دوستی یا اتحاد و غیره) دادن · دست زدن · دست ساخت 0 · دستگیری · دَست · رد کردن · روش اجرا · سردست · عهد · فعله · قلاب · مشته · مشتواره 9 · مهارت · نرمی یا زبری پارچه 8 · نقش · نویسنده 3 · نیرو · وعده · پایمردی 0 · چهار انگشت 5 · چیرگی · کف زنی · ید · یدی · یکان طول برابر با حدود - اینچ
-
شمشیرهای قادسیه
-
بهره برداری از اطلاعات
-
تحویل دادن ساختمان ابنیه
Add example
Add