Translation of "harbor" into Persian

لنگرگاه, بندرگاه, بندر are the top translations of "harbor" into Persian.

harbor verb noun grammar

A sheltered expanse of water, adjacent to land, in which ships may dock or anchor, especially for loading and unloading. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • لنگرگاه

    noun

    for ships [..]

    Let's cut around the harbor, it'll be faster.

    بيا لنگرگاه رو دور بزنيم ، اينجوري سريعتر مي رسيم

  • بندرگاه

    noun

    Shannon and the other two boats must be off the shore somewhere, heading for the harbor.

    شانون و دو نفر بچههای دیگر، میبایست جائی نزدیک بسا حل بوده و به سمت بندرگاه پیش میآمدند.

  • بندر

    noun

    The rooms were bright and airy, and the view of the harbor spectacular.

    اتاقها روشن و هوادار بودند، و چشم انداز بندر تماشایی بود.

  • Less frequent translations

    • پناهگاه
    • ناوپناه
    • مخفیگاه
    • فرارگاه
    • ملجأ
    • زیستن
    • (خلیج کوچک یا هر جای حفاظدار که کشتی ها بتوانند مصون از توفان و موج و یا حمله در آن لنگر بیاندازند) لنگرگاه
    • (در بندرگاه) پهلو گرفتن
    • (در ناو پناه) لنگر انداختن
    • تحت حفاظت گرفتن
    • در دل داشتن
    • در سر پروردن
    • زندگی کردن
    • زیستگاه (کسی یا جانداری) بودن
    • شهر ساحلی
    • پناه بردن (کشتی به بندرگاه)
    • پناه دادن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "harbor" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "harbor"

Phrases similar to "harbor" with translations into Persian

  • (جانورشناسی) سیل بی گوش (Phoca vitulina - بومی کناره های شمالی اقیانوس اطلس) · فک بندرگاه · فک خالدار
  • بندرگاه پرل هاربور (در هاوایی - امریکا) · پرل هاربر
  • پرل هاربر
  • (ماiمور اداره ی امور بندرگاه) بندردار · رئیس بندرگاه · فرمانده ناوپناه
  • بندرها · بندرگاهها
Add

Translations of "harbor" into Persian in sentences, translation memory