Translation of "hastiness" into Persian
عجله, شتاب, دست پاچگی are the top translations of "hastiness" into Persian.
hastiness
noun
grammar
The characteristic of being hasty. [..]
-
عجله
nounI may have been a bit hasty with my initial investigation.
ممكنه تحقيقات اوليه رو يه خورده عجله زده انجام داده باشم.
-
شتاب
In the dell itself they found recent traces of a fire, and other signs of a hasty camp.
در خود دره آثار تازه آتش و نشانههای اتراقی شتاب زده را پیدا کردند.
-
دست پاچگی
-
شتاب زدگی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hastiness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hastiness" with translations into Persian
-
تعمیم شتابزده
-
(امریکا) حلیم آرد ذرت · (انگلیس) حلیم آرد گندم یا جو دو سر
-
آتشی مزاج · از روی دلخوری · با آزردگی · با تندی · باشتابزدگی · باعجله · بسیار عجول · بلامقدمه · بی صبر · بی فکرانه · تند · خیلی سریع · زود خشم · زودرنج · شتاب آمیز · شتاب زده · شتابزده · عجول · عجولانه · ناشکیبا · کرامند
-
آتشی مزاج · از روی دلخوری · با آزردگی · با تندی · باشتابزدگی · باعجله · بسیار عجول · بلامقدمه · بی صبر · بی فکرانه · تند · خیلی سریع · زود خشم · زودرنج · شتاب آمیز · شتاب زده · شتابزده · عجول · عجولانه · ناشکیبا · کرامند
-
آتشی مزاج · از روی دلخوری · با آزردگی · با تندی · باشتابزدگی · باعجله · بسیار عجول · بلامقدمه · بی صبر · بی فکرانه · تند · خیلی سریع · زود خشم · زودرنج · شتاب آمیز · شتاب زده · شتابزده · عجول · عجولانه · ناشکیبا · کرامند
Add example
Add