Translation of "have" into Persian
داشتن, گذاشتن, دانستن are the top translations of "have" into Persian.
have
verb
noun
grammar
(transitive) To possess, own, hold. [..]
-
داشتن
verbto possess [..]
I've always wondered what it'd be like to have siblings.
من همیشه خیال می کردم برادر و خواهر داشتن چگونه است.
-
گذاشتن
verbThen you'll have extra seats for all your tiaras and stuff.
خب, واسه گذاشتن تاج و خرتو پرت هاتون صندلي اضافه دارين.
-
دانستن
verbIllustrate how a person can have peace of mind.
با تشبیهی نشان دهید که دانستن چه نکتهای در ما آرامش خاطر ایجاد میکند.
-
Less frequent translations
- داشتَن
- دارا
- خوردن
- واداشتن
- گماشتن
- (از راه تجربه به دست آوردن) - گذراندن
- (به صورت منفی) اجازه ندادن
- (دانش داشتن) دانستن
- (در افواه بودن)
- (در فکر یا اندیشه) داشتن
- (دعوا و بحث و غیره) کردن 3
- (رنج بردن از)
- (شخص یا ملت) ثروتمند
- - کردن 0
- ابراز داشتن
- از خود نشان دادن 5
- ایجاد کردن
- به دست آوردن
- بچه دار شدن 2
- تحمل نکردن 6
- تحويل دادن
- دارا بودن
- در خود داشتن
- دریافت کردن
- رابطه ی جنسی داشتن با 8
- سبب شدن
- مال خود دانستن
- میل کردن 1
- چیره شدن یا بودن 7
- گماردن 4
- گول زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "have" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "have" with translations into Persian
-
(کشور یا شخص) ندار · فقیر
-
حاضر جواب بودن
-
چشمم آب نمی خورد
-
وابسته بودن
-
چه ربطی داشت به دهه فجر؟ · چه ربطی داشت به ٢٢ بهمن؟
-
دسترسي داشتن
-
صبحانه
-
من سرطان دارم
Add example
Add