Translation of "he" into Persian
او, مرد, u are the top translations of "he" into Persian.
he
pronoun
noun
grammar
(personal) Refers to a male person or animal already known or implied. [..]
-
او
pronounpersonal pronoun "he"
You cannot rely upon Jim's words since he tries to please everybody.
نمی تونی روی حرف جیم حساب کنی چون اون همیشه سعی می کنه همه رو راضی نگه داره.
-
مرد
nounYes, he said, but he more than anyone else.
بله، ولی این مرد خیلی پیشتر از سایرین.
-
u
-
Less frequent translations
- وی
- عیسی
- پسر
- نر
- جناب
- ú
- (در مورد جانوران نر و برخی اشیا مورد علاقه) آن
- (معمولا با: who) کسی
- او (ضمیر فاعلی : سوم شخص مفرد مذکر)
- حی (وات پنجم الفبای عبری)
- زن و مرد (امروزه he / she و یا they هم به کار می رود) H( -6 بزرگ) خداوند
- مواد منفجره
- ه
- کسی که
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "he" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
He
pronoun
noun
grammar
Referring to God. [..]
-
گاز هلیوم
noun
HE
abbreviation
His Excellency, Her Excellency [..]
+
Add translation
Add
"HE" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for HE in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "he" with translations into Persian
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
مخفف : he has -2 he is -1
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
خوان
-
ندانم کاری، جهل، جهالت، بی تجربگی
-
ژنگ هه
-
نره [he-donkey] · نرین · نرینه · پیشوند: (همیشه با هایفن) نر
-
برادر · بز · بز نر · مخفف نام · همدم
Add example
Add