Translation of "heat" into Persian

گرما, گرمی, حرارت are the top translations of "heat" into Persian.

heat verb noun grammar

(uncountable, physics) thermal energy [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • گرما

    noun

    thermal energy [..]

    The sun gives us light and heat.

    خورشید به ما روشنی و گرما می بخشد.

  • گرمی

    noun

    hot spell

    in spite of the heat he felt cold.

    در چنین هوای گرمی سردش شده بود.

  • حرارت

    noun

    There are helicopters and surveillance cameras that scan for heat signatures at the border.

    هليکوپتر ها و دوربين هاي امنيتي وجود داره که به حرارت بدن حساسن.

  • Less frequent translations

    • آتش
    • گرمش
    • داغی
    • دما
    • گرماگرم
    • هیجان
    • خشم
    • شوفاژ
    • کشاکش
    • تب
    • پلیس
    • دور
    • آماسیدن
    • تبسیدن
    • تفتن
    • تفتیدن
    • میانگاه
    • ورتاکی
    • تفس
    • شوریدگی
    • تندخویی
    • بحبوحه
    • گیرودار
    • تف
    • بحران
    • تندی
    • روند
    • (امریکا - خودمانی) زور و تهدید
    • (برخی مسابقات ورزشی) دوره
    • (به ویژه در جانوران) فحل
    • (فلز گدازی) گدازش
    • (مقدار فلز گداخته شده و در هر کوره) میزان گدازش 3
    • آب و هوای گرم
    • احساس قوی
    • اوج 0
    • برافروخته کردن یا شدن
    • به جوش و خروش آمدن 6
    • تفسیدن 5
    • جوش و خروش
    • حرارت دادن یا گرفتن
    • حرارت شدید
    • درجه ی حرارت
    • دماي بالا
    • دوره ی مقدماتی
    • دوره ی گشن خواهی 2
    • رنگ یا ظاهر حاکی از گرمی
    • سرخ و متورم کردن یا شدن
    • شدت وحدت
    • فحل شدگی
    • فشار زیاد
    • مسابقه ی حذفی 1
    • ملتهب کردن یا شدن
    • میزان گرما
    • هفت تیر 4
    • هیجان زده شدن
    • گرم کردن
    • گرم کردن یا شدن
    • گرمای زیاد
    • گرمسازی (اتاق یا ساختمان)
    • گشن خواهی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "heat" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Heat

Heat (film)

+ Add

English-Persian dictionary

  • مخمصه

    مخمصه (فیلم)

HEAT noun

high explosive antitank: a munition using a high explosive shaped charge to breach armour.

+ Add

"HEAT" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for HEAT in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "heat" with translations into Persian

  • آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
  • (ماشینی که حرارت را تبدیل به جنبش می کند) موتور گرما - کار · ماشین گرمایی
  • لوله های این دستگاه گرمسازی · گرم کردن منزل از طریق لوله کشی آب یا بخار گرم به طوری که لوله ها در امتداد محل تلاقی کف اتاق و دیوارها مستور باشند
  • تلمبههای گرمایی · پمپهاي گرمايي
  • اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · كنترل گرمايي · گرمازايي
Add

Translations of "heat" into Persian in sentences, translation memory