Translation of "heaved" into Persian
بلند کردن is the translation of "heaved" into Persian.
heaved
verb
Simple past tense and past participle of heave . [..]
-
بلند کردن
verbHe lifted the barrier and the boat moved slowly out into the dark, heaving water.
چوب مانع را بلند کرد و قایق آهسته به میان آب متلاطم و تاریک داخل شد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "heaved" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "heaved" with translations into Persian
-
(آه) کشیدن · (با زحمت) بلند کردن · (زمین شناسی) جابجا کردن (لایه ی زمین) · (کشتی) حرکت کردن · (کشتیرانی) با طناب یا سیم بلند کردن یا کشیدن · اق زدن · بااشکال حرف زدن · باد کردن · بالا بردن · برآمدن و فرو رفتن · بلند کردن و پرتاب کردن · به سختی نفس کشیدن · به طور آهنگین بالا و پایین رفتن · تاب برداشتن · جا بجایی · خیزاندن · خیزانش · درقلیدن · دست و پا زدن · دم کشیدن · سر رسیدن 0 · سینه ی خود را بالا یا جلو آوردن · ضربان داشتن · عمل بلند کردن (بازور) · قلمبه شدن · قی کردن · لنگر انداختن · نفس نفس زدن · هن هن کردن · چرخاندن
-
(عامیانه) اخراج (بیشتر در این عبارت : اخراج شدن یا کردن · بیرون کردن give the heave-ho)
-
پرسه زدن · کند کردن، توقف کردن، باز ایستادن،
-
(دامپزشکی) خناق اسبی · بیماری نفس تنگی
-
سنجش سرعت (با کنده و ریسمان در کشتی رانی قدیم)
-
(ندا - آوازی که سابقا ملوانان هنگام کار دسته جمعی می خواندند) هی هی ! · یا هی هو!
Add example
Add