Translation of "hemmed" into Persian
تو گذاشتن is the translation of "hemmed" into Persian.
hemmed
verb
Simple past tense and past participle of hem. [..]
-
تو گذاشتن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hemmed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hemmed" with translations into Persian
-
رجوع شود به -hemo
-
(این صدای سینه) من من · (برای جلب توجه) سرفه کردن · (دوزندگی) سجاف · (مجازی) حاشیه · (هنگام حرف زدن) من من کردن · اهن و تلپ · اهن و تلپ کردن (امروزه بیشتر در این عبارت به کار می رود: hem and haw) · سجاف · سجاف دار کردن · سجاف گذاشتن · سینه را صاف کردن · سینه صاف کردن · فرآویز · فراویز · فراویزدار کردن · لبه · مرز (لبه ی دولا شده ی ظرف های فلزی و پلاستیکی و غیره) · پروز (حاشیه ی تو گذاشته شده ی لباس یا پرده و غیره) · کناره
-
محاصره کردن
-
(این صدای سینه) من من · (برای جلب توجه) سرفه کردن · (دوزندگی) سجاف · (مجازی) حاشیه · (هنگام حرف زدن) من من کردن · اهن و تلپ · اهن و تلپ کردن (امروزه بیشتر در این عبارت به کار می رود: hem and haw) · سجاف · سجاف دار کردن · سجاف گذاشتن · سینه را صاف کردن · سینه صاف کردن · فرآویز · فراویز · فراویزدار کردن · لبه · مرز (لبه ی دولا شده ی ظرف های فلزی و پلاستیکی و غیره) · پروز (حاشیه ی تو گذاشته شده ی لباس یا پرده و غیره) · کناره
Add example
Add