You may be interested in checking these words as well:
Translation of "hindering" into Persian
hindering
adjective
verb
Present participle of hinder. [..]
Automatic translations of "hindering" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"hindering" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for hindering in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "hindering" with translations into Persian
-
عقب انداختن، به تاخیر انداختن
-
(نادر) پشت · اشکال ایجاد کردن · باز ایستاندن · بازداری کردن · بازداشتن · بخش خلفی · به تاخیر انداختن · جلوگیری کردن · خجالت دادن · دشوار کردن · دیراندن · سد راه شدن · شرمسار شدن · عقب · عقبی · قرار گرفتن · مانع شدن · مختل کردن · مزاحم شدن · مسدود کردن · پرویشیدن · پس · پسین
-
امتناع · بازدارنده · بازماندگی · مانع · مانع شونده · منع کننده · پاگیری
-
امتناع · بازدارنده · بازماندگی · مانع · مانع شونده · منع کننده · پاگیری
-
(نادر) پشت · اشکال ایجاد کردن · باز ایستاندن · بازداری کردن · بازداشتن · بخش خلفی · به تاخیر انداختن · جلوگیری کردن · خجالت دادن · دشوار کردن · دیراندن · سد راه شدن · شرمسار شدن · عقب · عقبی · قرار گرفتن · مانع شدن · مختل کردن · مزاحم شدن · مسدود کردن · پرویشیدن · پس · پسین
-
(نادر) پشت · اشکال ایجاد کردن · باز ایستاندن · بازداری کردن · بازداشتن · بخش خلفی · به تاخیر انداختن · جلوگیری کردن · خجالت دادن · دشوار کردن · دیراندن · سد راه شدن · شرمسار شدن · عقب · عقبی · قرار گرفتن · مانع شدن · مختل کردن · مزاحم شدن · مسدود کردن · پرویشیدن · پس · پسین
Add example
Add