Translation of "hog" into Persian

خوک, گراز, خوك are the top translations of "hog" into Persian.

hog verb noun grammar

Any animal belonging to the Suidae family of mammals, especially the pig, the wart hog, and the boar. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خوک

    noun

    I'd hate to see you play the hog yet again, Earl.

    دوست ندارم دوباره نقش خوک رو بازي کني ارل.

  • گراز

    noun

    I don't see a hog or a pig anywhere.

    من گیج شدم من هیچ جایی گراز یا خوکی نمی بینم

  • خوك

  • Less frequent translations

    • (انگلیس و غیره بجز امریکا و کانادا) بچه گوسفند (که هنوز پشم چینی نشده)
    • (انگلیس) خوک اخته شده
    • (عامیانه) آدم خوک صفت (کثیف و پرخور و طماع)
    • (عامیانه) بیش از سهم خود (خوراک وغیره) برداشتن
    • آدم شکمباره
    • به شکل گرده ماهی درآوردن یا بودن (مانند ته و بیرون قایق)
    • خوک پرواری
    • خوک پرواری (به ویژه Sus scrofa)
    • لاح زدن
    • میان فراز کردن یا بودن
    • کوژمیان کردن
    • یال اسب را کوتاه کردن (و به صورت ماهوت پاک کن در آوردن)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "hog" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "hog" with translations into Persian

  • خوكهاي ريزمونه · خوک
  • گراز سرخ رودخانه
  • خوک جاده · راننده ی از خود راضی (که خیال می کند راه متعلق به اوست) · راننده ی خوک مانند
  • (گیاه شناسی) بادام خوک (جنس (Amphicarpaea بومی خاور آمریکای شمالی)
  • ارزن خوكي · ارزن روسي · ارزن معمولي · ارزن هندي · ارزن پروسو · ذرت جارويي · پانیکوم میلیاسئوم
  • سنجابها
  • رجوع شود به peccary · رجوع شود به wild boar · گراز
  • ويروس تب خوكی كلاسيك · ويروس وباي خوك · ویروس تب خوکی
Add

Translations of "hog" into Persian in sentences, translation memory