Translation of "homesteader" into Persian

روستانشین, (امریکا) دریافت کننده ی زمین دولتی, روستاخانه نشین are the top translations of "homesteader" into Persian.

homesteader noun grammar

A pioneer who goes and settles on a homestead. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • روستانشین

  • (امریکا) دریافت کننده ی زمین دولتی

  • روستاخانه نشین

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "homesteader" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "homesteader" with translations into Persian

  • (امریکا) قطعه زمین کشاورزی به وسعت 061 ای کر (046 هزارمترمربع) که به هر کوچگر می دادند تا در آن کشاورزی کند · (حقوق) مسکن فردی یا خانوادگی (که برای پرداخت دیون · (خانه ی روستایی و کشتزارهای مجاور و متعلق به آن) روستاخانه · (در زمین اهدایی دولت) جایگزین شدن · دادگاه حق ندارد حکم مصادره یا فروش اجباری آن را بدهد) · در روستاخانه مستقر شدن یا کردن
  • (امریکا) قانون اهدای 046 هزار مترمربع زمین کشاورزی به هر مهاجر کشاورز · (حقوق) قانون منع مصادره یا فروش اجباری مسکن اشخاص قرض دار یا ورشکسته · (در برخی ایالات امریکا) قانون بخشودگی مالیاتی مهاجران روستانشین
  • (امریکا) قطعه زمین کشاورزی به وسعت 061 ای کر (046 هزارمترمربع) که به هر کوچگر می دادند تا در آن کشاورزی کند · (حقوق) مسکن فردی یا خانوادگی (که برای پرداخت دیون · (خانه ی روستایی و کشتزارهای مجاور و متعلق به آن) روستاخانه · (در زمین اهدایی دولت) جایگزین شدن · دادگاه حق ندارد حکم مصادره یا فروش اجباری آن را بدهد) · در روستاخانه مستقر شدن یا کردن
  • (امریکا) قطعه زمین کشاورزی به وسعت 061 ای کر (046 هزارمترمربع) که به هر کوچگر می دادند تا در آن کشاورزی کند · (حقوق) مسکن فردی یا خانوادگی (که برای پرداخت دیون · (خانه ی روستایی و کشتزارهای مجاور و متعلق به آن) روستاخانه · (در زمین اهدایی دولت) جایگزین شدن · دادگاه حق ندارد حکم مصادره یا فروش اجباری آن را بدهد) · در روستاخانه مستقر شدن یا کردن
Add

Translations of "homesteader" into Persian in sentences, translation memory