Translation of "honestness" into Persian
دیانت, درستکاری are the top translations of "honestness" into Persian.
honestness
noun
grammar
Quality of being honest. [..]
-
دیانت
noun -
درستکاری
nounHe discovered that he actually did not consider the Traction group quite honest.
متوجه شد که به راستی سردمداران شرکت حمل و نقل شهری را آدمهای درستکاری نمیداند.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "honestness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "honestness" with translations into Persian
-
(عامیانه) درست · اصیل (honest-to-God هم می گویند) · بی شیله پیله · صحیح و درست · واقعی
-
(امریکا - خودمانی) رجوع شود به honestly · (در اصل) محترم · (قدیمی) پارسا · ارجمند · ارمند · استوان · امانت آمیز · امین · با امانت · با درستی · بابک · درست · درست كار · درستکار · درستکارانه · دست و دل پاک · راستکار · راستگو · راستین · شرافتمند · شرافتمندانه · صادقانه · صدیق · فربد · قابل اطمینان · پاکدست · پرهیزکار
-
طلا که پاک است چه منتش به خاک است
-
(امریکا - خودمانی) رجوع شود به honestly · (در اصل) محترم · (قدیمی) پارسا · ارجمند · ارمند · استوان · امانت آمیز · امین · با امانت · با درستی · بابک · درست · درست كار · درستکار · درستکارانه · دست و دل پاک · راستکار · راستگو · راستین · شرافتمند · شرافتمندانه · صادقانه · صدیق · فربد · قابل اطمینان · پاکدست · پرهیزکار
-
(امریکا - خودمانی) رجوع شود به honestly · (در اصل) محترم · (قدیمی) پارسا · ارجمند · ارمند · استوان · امانت آمیز · امین · با امانت · با درستی · بابک · درست · درست كار · درستکار · درستکارانه · دست و دل پاک · راستکار · راستگو · راستین · شرافتمند · شرافتمندانه · صادقانه · صدیق · فربد · قابل اطمینان · پاکدست · پرهیزکار
-
(امریکا - خودمانی) رجوع شود به honestly · (در اصل) محترم · (قدیمی) پارسا · ارجمند · ارمند · استوان · امانت آمیز · امین · با امانت · با درستی · بابک · درست · درست كار · درستکار · درستکارانه · دست و دل پاک · راستکار · راستگو · راستین · شرافتمند · شرافتمندانه · صادقانه · صدیق · فربد · قابل اطمینان · پاکدست · پرهیزکار
-
(امریکا - خودمانی) رجوع شود به honestly · (در اصل) محترم · (قدیمی) پارسا · ارجمند · ارمند · استوان · امانت آمیز · امین · با امانت · با درستی · بابک · درست · درست كار · درستکار · درستکارانه · دست و دل پاک · راستکار · راستگو · راستین · شرافتمند · شرافتمندانه · صادقانه · صدیق · فربد · قابل اطمینان · پاکدست · پرهیزکار
Add example
Add