Translation of "hooded" into Persian
خودسان, (جانور - دارای سری که رنگ آن با تنه فرق دارد) دو رنگه, (دارای کاکل یا تاج کلاهک مانند) خودسر are the top translations of "hooded" into Persian.
hooded
adjective
verb
grammar
(of an animal) having a crest or similar elastic skin in the neck area [..]
-
خودسان
-
(جانور - دارای سری که رنگ آن با تنه فرق دارد) دو رنگه
-
(دارای کاکل یا تاج کلاهک مانند) خودسر
-
Less frequent translations
- با چشمان نیم بسته
- باشلق دار
- به شکل کلاه خود
- دارای پلک های افتاده
- سرپوش دار
- هودی
- کلاه دار (مار - دارای پوست گردن که هنگام انگیختگی باد می کند مانند مار کبرا)
- کلاهک دار
- کلاهک سان
- کلاهک مانند
- یاله دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hooded" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hooded" with translations into Persian
-
(اتومبیل و کامیون و غیره) کاپوت · (اسب و باز شکاری و غیره) چشم پوش · (خودمانی) رجوع شود به hoodlum · (در بالای اجاق های برقی و گازی و تنور و غیره) هواکش (که معمولا قیف شکل است و بادزن برقی دارد) · (در سر دودکش و لوله ی بخاری و غیره) سرپوش · (عکاسی و فیلم برداری) آفتابگیر (عدسی) · (مار کبرا - پوسته ی دور گردن مار عینکی که هنگام انگیختگی متورم و پهن می شود)یاله · (پرندگان) کاکل · - ی · با شلق · بودن [childhood] · تاج · درب موتور · درپوش · روبند · روسری · روپوش · سرپوش دار کردن · سرپوش زدن به 0 · كاپوت · نقاب · هر چیز مشابه کلاه پارچه ای (به ویژه گردن آویزهای قضات و لباس سلام استادان که معرف رشته ی تحصیلی و یا مقام است) · پسوند : حالت · چشم بند · چهره پوش · کاپشن · کروک · کلاه پارچه ای (که سر و گردن و گاهی بخشی از چهره را می پوشاند) · کلاهک · کوه هود (در ایالت اورگان - بلندی : 7243 متر) · گردن آویز
-
گندراسوی کلاهکدار
-
شنل قرمزی
-
روکش
-
(جانور شناسی) کلاغ لاشخور (Corvus corone cornix - بومی اروپا) · کلاغ ابلق
-
(افسانه ی انگلیسی) رابین هود (دزدی که از پولداران می گرفت و به فقیران می داد) · رابینهود
-
پیتویی کلاهدار
-
روکش
Add example
Add