Translation of "hoop" into Persian
حلقه, انگشتر, (بسکتبال) حلقه are the top translations of "hoop" into Persian.
hoop
verb
noun
grammar
A circular band of metal used to bind a barrel. [..]
-
حلقه
nounNor all the coopers in creation couldn't show hoops enough to make oughts enough.
تمام بشکه سازهای خلقت هم نمیتوانند آنقدر حلقه ارائه بدهند که به قدر کافی صفر فراهم بیاید.
-
انگشتر
-
(بسکتبال) حلقه
-
Less frequent translations
- احاطه کردن
- باتسمه دور چیزی را گرفتن
- تسمه پیچ کردن
- تسمه یا حلقه ای که بشکه را محکم نگاه می دارد
- حلقه زدن به
- حلقه ی زیر دامنی زنانه (که دامن را پف کرده نگه می دارد)
- حلقه ی سوزن دوزی و ملیله دوزی (که پارچه را کشیده نگه می دارد)
- هر چیز حلقه مانند: چرخ (که کودکان روی زمین می غلطانند)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hoop" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Hoop
noun
grammar
(soccer) someone connected with Queens Park Rangers Football Club, as a fan, player, coach etc. [..]
+
Add translation
Add
"Hoop" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Hoop in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "hoop"
Phrases similar to "hoop" with translations into Persian
-
(مد قرن هیجدهم) دامن پف کرده
-
مار چرخی (در آمریکا برخی معتقد بودند خود را به صورت چرخ درآورده و حرکت می کند)
-
(امریکا - نام بازرگانی) هولاهوپ (حلقه ی پلاستیکی که دور کمر قرار می دهند وبا تکان دادن باسن و کمر از پایین افتادن آن جلوگیری می کنند)
-
آروکاریا کانینگهامیای
-
اهل پز دادن · ذوق زده · سر حال · غره · لافزن · کوک · کیفور · گزافگوی
-
حلقه هولاهوپ · هولاهوپ
-
بازی بسکتبال
-
تنبور
Add example
Add