Translation of "house" into Persian

خانه, خانِه, کده are the top translations of "house" into Persian.

house verb noun grammar

(transitive) To keep within a structure or container. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خانه

    noun

    abode [..]

    When I was a child, our house seemed bigger than now.

    هنگامی که بچه بودم، خانه مان بزرگ تر از اکنون به نظر می رسید.

  • خانِه

    human abode [..]

  • کده

    noun

    human abode

  • Less frequent translations

    • منزل
    • کاشانه
    • خان
    • خونه
    • خاندان
    • خانواده
    • جا
    • منزل کردن
    • مسکن
    • خانگی
    • بنا
    • تالار
    • موسسه
    • جایگاه
    • کلیسا
    • سرا
    • برج
    • قمارخانه
    • سلسله
    • نمایش
    • نیایشگاه
    • کد
    • مزون
    • مسک
    • پوشاندن
    • حضار
    • (تئاتر و کنسرت و غیره) تماشاچیان
    • (ساختمان یا اتاقی که کاربرد ویژه ای دارد) ساختمان
    • (مدرسه و دانشگاه) شاگردان هر دسته (به ویژه در مسابقات)
    • (هریک از دوازده خانه ی منطقه البروج) برج 2
    • اهل بیت
    • اهل خانه
    • باشندگان 0
    • باشگاه دانشجویی
    • تئاتر 3
    • جا دادن
    • جایگاه طلاب
    • خانه دادن به
    • خانه نشین شدن
    • خانه گرفتن
    • زیست کردن در
    • سئانس 1
    • ساختمان خوابگاه (دانشجویی یا مذهبی)
    • عمارت بزرگ
    • لانه کردن
    • مجلس شورا
    • محافظت کردن 7
    • محل نیایش
    • مستخدمین خانه
    • مسجد 5
    • مسکن دادن
    • منزل دادن 6
    • منزل گزیدن
    • می خانه 4
    • پناه دادن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "house" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

House proper

(US) The House of Representatives, "the House". [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دکتر هاوس

    House (TV series)

    Dr. House knows that unfortunately, we've ruled out every other option.

    دکتر هاوس ميدونن که متاسفانه ما هيچ انتخاب ديگه اي نداريم

Images with "house"

Phrases similar to "house" with translations into Persian

Add

Translations of "house" into Persian in sentences, translation memory