Translation of "hugging" into Persian
در آغوش شدن is the translation of "hugging" into Persian.
hugging
noun
verb
grammar
Present participle of hug. [..]
-
در آغوش شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hugging" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hugging" with translations into Persian
-
جنبش آغوش مجانی
-
بغل كردن شانه به شانه
-
بغل کردن
-
(اندیشه و ایمان و غیره) با جان و دل پذیرفتن · (مانند خرس) میان دو دست و بازو فشردن · (محکم) چسبیدن به · (معمولا تنگ و با اشتیاق) بغل کردن · (کشتی گیری) محکم گیری (با دستان) · آگوش · آگوشیدن · بغل · بغل کردن · بغل گیری · در آغوش گرفتن · در آغوش گیری · در بغل گرفتن · در نزدیکی (چیزی) ماندن · دربر گرفتن · دور نشدن از · رها نکردن · فشار خرس (با دستان و سینه اش) · گیر انداختن (با دستان)
-
خلسه · وجد
-
اگه بذاری فقط یه بار دیگه بغلت کنم
-
(اندیشه و ایمان و غیره) با جان و دل پذیرفتن · (مانند خرس) میان دو دست و بازو فشردن · (محکم) چسبیدن به · (معمولا تنگ و با اشتیاق) بغل کردن · (کشتی گیری) محکم گیری (با دستان) · آگوش · آگوشیدن · بغل · بغل کردن · بغل گیری · در آغوش گرفتن · در آغوش گیری · در بغل گرفتن · در نزدیکی (چیزی) ماندن · دربر گرفتن · دور نشدن از · رها نکردن · فشار خرس (با دستان و سینه اش) · گیر انداختن (با دستان)
-
(اندیشه و ایمان و غیره) با جان و دل پذیرفتن · (مانند خرس) میان دو دست و بازو فشردن · (محکم) چسبیدن به · (معمولا تنگ و با اشتیاق) بغل کردن · (کشتی گیری) محکم گیری (با دستان) · آگوش · آگوشیدن · بغل · بغل کردن · بغل گیری · در آغوش گرفتن · در آغوش گیری · در بغل گرفتن · در نزدیکی (چیزی) ماندن · دربر گرفتن · دور نشدن از · رها نکردن · فشار خرس (با دستان و سینه اش) · گیر انداختن (با دستان)
Add example
Add