Translation of "hurdle" into Persian
مانع, مشکل, (انگلیس - سابقا) سورتمه یا تخته ای که محکوم را روی آن قرار داده و تا محل اعدام می کشیدند are the top translations of "hurdle" into Persian.
hurdle
verb
noun
grammar
An artificial barrier, variously constructed, over which men or horses jump in a race. [..]
-
مانع
nounperceived obstacle [..]
As soon as I get over this hurdle, I'll be me.
به محض اين که من از اين مانع بگذرم دوباره خودم ميشم.
-
مشکل
adjective noun -
(انگلیس - سابقا) سورتمه یا تخته ای که محکوم را روی آن قرار داده و تا محل اعدام می کشیدند
-
Less frequent translations
- (انگلیس) نرده ی موقت
- (با نرده ی موقت) محصور کردن
- (بر دشواری) چیره شدن
- (در مسابقه) از روی مانع پریدن
- (مانع را) از جلو راه برداشتن
- (مجازی) دشواری
- (مسابقات دو و اسبدوانی) مانع
- سد راه
- نرده ی قابل حمل (که از ترکه های سبدی درست شده است)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hurdle" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "hurdle"
Phrases similar to "hurdle" with translations into Persian
-
مدل دابل هاردل
-
دو با مانع
-
مدل نرمال کوتاه شده هاردل
-
حصارها · حصارکشی · چپرها
-
گام از روی مانع
Add example
Add