Translation of "ideal" into Persian

آرمان, آرمانی, ایدهآل are the top translations of "ideal" into Persian.

ideal adjective noun grammar

Optimal; being the best possibility. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آرمان

    proper

    a perfect standard of beauty, intellect etc.

    But we take our stand on principle as the ideal,' replied Pestsov in his mellow bass.

    پستسف با آن صدای بم و آهنگین پاسخ داد: ولی ما روی اصول صحبت میکنیم، روی آرمان.

  • آرمانی

    being optimal

    But look even at that, he has idealized this fact to a point He paused.

    اما خوب که به مسئله نگاه کنید میبینید او به همین واقعیت تا حدی جنبه آرمانی بخشیده ...

  • ایدهآل

    being optimal

    The development of woman, and even the political emancipation of woman in the near future that's my ideal.

    پیشرفت و ورود زنان در جهان سیاست، در آینده نزدیک ایدهآل من است.

  • Less frequent translations

    • کامل
    • غایی
    • ایدئال
    • فربود
    • درست
    • مطلوب
    • تصور
    • دلخواه
    • تصوری
    • خیالی
    • خیال
    • مقدس
    • پسند
    • ذهنی
    • تخیلی
    • آرمانگرایی
    • پنداره
    • انگاره
    • تفکری
    • آرزویی
    • گمانی
    • پنداشتی
    • انگاری
    • گمان
    • (افلاطون) مینوی
    • (ریاضی) مثالی
    • (فلسفه) وابسته به آرمان گرایی (ایده آلیسم)
    • آرمان گرایانه
    • ابر آماج
    • ایده آل
    • خواسته
    • راستین الگو
    • نمونه کامل
    • هدف عالی و غایی
    • وابسته به فکر و تصور
    • پندار وار
    • پندار گرایانه
    • کمال مطلوب
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ideal" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Ideal proper

A city in Georgia, USA [..]

+ Add

"Ideal" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Ideal in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "ideal" with translations into Persian

  • آرمان انگاری · تصور
  • به طور آرمانی · به طور ایده آل · به طور دلخواه · ترجیحاً · در تئوری · در وضع مطلوب · دلپسندانه · فرضا · نگره ای
  • بت · بهترین نوع · زیبایی آرمانی · زیبایی دلخواه · صنم · معبود · نمونه کامل · کمال
  • (فلسفه) پنداره گرایی کردن · آرمان گرایی کردن · آرمانی کردن · ایده آل کردن · به روش آرمان گرایانه نشان دادن یا رفتار کردن · بی نقص نشان دادن · بی کاستی پنداشتن · مینوگرایی کردن
  • آرمان وارگی · اندیشه گرایی · تخیل · مینوش · مینویی بودن · ناهستومندی · ناواقعیت · پندار وارگی
  • (فلسفه) پنداره گرایی · (هنر و ادبیات) خیال گرایی (در برابر: واقعیت گرایی realism) · آرمان گرایی · آرمان گرایی بدون در نظر گرفتن واقعیات · آرمانگرایی · ایدئالیسم · خیال پردازی · خیال پرستی · زیستن در عالم خواب و خیال · مینوگرایی
  • روش ترجیح بر اساس مشابهت به راه حل ایدهآل
  • ایده آل تک جمله ای
Add

Translations of "ideal" into Persian in sentences, translation memory